بحثی پیرامون اصحاب رضی الله عنهم
«الصحبه»یعنی دوستی و معاشرت و رفاقت و مصاحبت با کسی به خاطر خدا و محبت پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) و«اصحاب»به کسانی گفته می شود که به خاطر خدا با پیامبر او حضرت محمد (صلی الله علیه و سلم) همنشینی و مجالست داشته اند و از آن بزرگوار چیزهایی شنیده و دین اسلام را از او گرفته و با سنّت او مؤنوس بوده و او را در اجرا و استقرار دین خدا یاری داده و در این راه با مال و جان در راه خدای متعال جهاد و مبارزه کرده اند.
منهج و برنامه پیامبر بر پایه ارتباط و همراهی وهم رزمی با او و براساس تبعیّت و محبّت وصداقت و اخلاص بنا شده است.
«صحابی» از دیدگاهی محدثین:
ابن کثیر گوید:«هر کس پیامبر (صلی الله علیه و سلم) را در حالی که نسبت به او مسلمان بوده دیده باشد(در حالت مسلمانی پیامبر را دیده باشد)،اگر چه همراهی و مجالستش با آن حضرت زیاد نبوده باشد و هر چند از او چیزی را روایت نکرده باشد،«صحابی»است
واین تعریف قول جمهور علمایان خلف و سلف است.
از دیدگاه بخاری و ابوزرعه و کسانی که اسماء صحابی را نوشته اند،مجرد رؤیت پیامبر (صلی الله علیه و سلم) بر «صحابی» بودن فرد کافی است.
قاضی ابوبکر باقلانی می گوید:«هیچ اختلافی نزد اهل لغت مبنی بر مشتق بودن کلمه ی«صحابی»از کلمه ی«الصحبه»نیست و این کلمه به کسی اطلاق می شود که با دیگری، کم یا زیاد،همنشین و همراه بوده باشد؛مثلاً گفته می شود:صحبه شهراً و یوماً و ساعهً.یعنی با او یک ماه و یک روز و لحظه ای همنشین و همراه شد.بنابراین و بر اساس لغت،هر کسی،اگر چه لحظه ای،با پیامبر (صلی الله علیه و سلم) همنشین و همراه بوده باشد،صحابی است و به او «صحابی»گفته می شود.
تعداد اصحاب و آنان که احوالشان به ما رسیده است
بسیاری از افراد پیامبر(صلی الله علیه و سلم) را دیده و با او همراه و همنشین بوده و در این مجالست سخنان و پندها و موعظه هایی از او شنیده و بر اساس منهج او تربیت یافته اند.تعداد چنین افرادی بیش از صدهزار،مرد و زن،می باشند.
ابوزرعه رازی(رحمة الله علیه)گوید:«پیامبر خدا (صلی الله علیه و سلم) وفات فرمود در حالی که تعداد کسانی که او را دیده و از او سخنانی شنیده اند[و زیر نظر او تربیت یافته اند]بیش از صد هزار،زن و مرد،بوده اند.همه آن ها یا به صورت مستقیم یا غیر مستقیم از آن حضرت حدیث روایت کرده اند
در«تبوک»سی یا چهل یا هفتاد هزار صحابی حاضر بوده و در حجه الوداع تا جایی که چشم کار می کرد،از تمام جوانب،صحابی دیده می شد.امام شافعی(رحمة الله علیه)می فرماید:«سی هزار صحابی در مدینه و سی هزار صحابی خارج از مدینه وجود داشتند.»
از معاذ(رضی الله عنه)روایت است که تعداد اصحاب سی هزار نفر بوده اند.
اما اصحابی که نام و خبرشان به ما رسیده است تعدادشان به این شماره نمی رسد.
در«الاصابه فی تمییز الصحابه»تعداد دوازد هزار و دویست و هفتاد وهفت نفر ذکر شده اند.
نزد حاکم تعداد راویان حدیث چهار هزار صحابه و نزد ذهبی دو هزار و در مُسند امام احمد هفتصد و هشتاد نفر بوده اند.
بر اساس آنچه میمنی گفته است،راویان احادیث صحیح مسلم و بخاری به بیش از دویست و بیست و هشت مرد و زن نمی رسد.
ابن حجر عسقلانی علت گمنام بودن و عدم ذکر بسیاری از اصحاب را اعرابی (بادیه نشین) بودن آن ها دانسته است و این در حالی است که بیشتر آن ها در حجه الوداع حاضر بوده اند. علت دیگر این که در آن زمان به چیزی غیر از تدوین قرآن و بعد از آن تدوین سنت پیامبر(صلی الله علیه و سلم) اهتمام داده نمی شد.
در آن زمان کسی مسؤل جمع آوری نام های اصحاب نبوده است،دلیل این امر همان حدیث کعب بن مالک (رضی الله عنه)در غزوه تبوک است[که ذکر شد
صفات و ویژگی های اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در قرآن
قرآن مملوّ از ذکر فضل و اخلاق و ادب والا و شجاعت و صداقت و علوّ مقام و مکانت آن بزرگواران(رضی الله عنه)است.
به نمونه هایی در این خصوص اشاره می کنیم:
۱٫ خداوند درباره اهداف والا و پاکی درونشان می فرماید:« لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ».«این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را میطلبند و خدا و رسولش را یاری میکنند و آن ها راستگویانند».(حشر/۸)
۲٫ خداوند متعال درباره صداقت و استقامت و ثبات اصحاب(رضی الله عنه)بر حق و ایمان و آراسته بودنشان بر اخلاق برجسته می فرماید:« مِنَ الْمُؤْمِنِینَ رِجَالٌ صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ فَمِنْهُم مَّن قَضَى نَحْبَهُ وَمِنْهُم مَّن یَنتَظِرُ وَمَا بَدَّلُوا تَبْدِیلًا».«در میان مؤمنان مردانی هستند که بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادهاند،بعضی پیمان خود را به آخر بردند (و در راه او شربت شهادت نوشیدند)، و بعضی دیگر در انتظارند و هرگز تغییر و تبدیلی در عهد و پیمان خود ندادند».(احزاب/۲۳)
۳٫ خداوند متعال درباره وضعیت آن ها و صفات و ویژگیهایشان در مواقع مختلفی که برایشان پیش می آمد و استقامت و پایداری بر اعتقادی که داشتند، چنین می فرماید:
الف) در جنگ «احزاب» آن ها را به صداقت در عهد و پیمان توصیف می کند: «صَدَقُوا مَا عَاهَدُوا اللَّهَ عَلَیْهِ» «بر سر عهدی که با خدا بستند صادقانه ایستادهاند».(احزاب/۲۳)
ب)در جنگ«اُحد» از تقصیر و کوتاهی به وجود آمده از طرف برخی از آنان گذشت می کند: «إِنَّ الَّذِینَ تَوَلَّوْاْ مِنکُمْ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعَانِ إِنَّمَا اسْتَزَلَّهُمُ الشَّیْطَانُ بِبَعْضِ مَا کَسَبُواْ وَلَقَدْ عَفَا اللّهُ عَنْهُمْ».« کسانی که در روز روبرو شدن دو جمعیت با یکدیگر (در جنگ احد)فرار کردند،شیطان آن ها را بر اثر بعضی از گناهانی که مرتکب شده بودند، به لغزش انداخت و خداوند آن ها را بخشید.خداوند، آمرزنده و بردبار است».(آل عمران /۱۵۵)
ج)در «حُنین»بزرگواری آن ها را اینچنین بیان می فرماید:« ثُمَّ أَنَزلَ اللّهُ سَکِینَتَهُ عَلَى رَسُولِهِ وَعَلَى الْمُؤْمِنِینَ وَأَنزَلَ جُنُودًا لَّمْ تَرَوْهَا وَعذَّبَ الَّذِینَ کَفَرُواْ وَذَلِکَ جَزَاء الْکَافِرِینَ ».« سپس خداوند سکینه خود را بر پیامبرش و بر مؤمنان نازل کرد; و لشکرهایی فرستاد که شما نمیدیدید; و کافران را مجازات کرد، و این است جزای کافران».(توبه /۲۶)
د)در«تبوک»منّتش را بر آن ها در پذیرش توبه به خاطر تبعیت از پیامبر(صلی الله علیه و سلم) در موقعیت های حساس یاد آور می شود و می فرماید:« لَقَد تَّابَ الله عَلَى النَّبِیِّ وَالْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ الَّذِینَ اتَّبَعُوهُ فِی سَاعَةِ الْعُسْرَةِ مِن بَعْدِ مَا کَادَ یَزِیغُ قُلُوبُ فَرِیقٍ مِّنْهُمْ ثُمَّ تَابَ عَلَیْهِمْ إِنَّهُ بِهِمْ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ ».«مسلماً خداوند رحمت خود را شامل حال پیامبر و مهاجران و انصار، که در زمان عسرت و شدت (در جنگ تبوک) از او پیروی کردند، نمود;بعد از آن که نزدیک بود دلهای گروهی از آن ها، از حق منحرف شود (و از میدان جنگ بازگردند)،سپس خدا توبه آن ها را پذیرفت،که او نسبت به آنان مهربان و رحیم است».(توبه/۱۱۷)
۴٫ آن ها را با صفت ایثار و فداکاری توصیف می کند و می فرماید:« وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ ».«و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آن ها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».(حشر/۹)این آیه به انصار اختصاص دارد و مهاجرین نیز چنین توصیف شده اند:« مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ ».«محمد (صلی الله علیه و سلم) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند».(فتح/۲۹)
در مورد ایثار و فداکاری انصار و در تبیین آیه مذکور(حشر/۹)و شأن نزول آن داستانی آورده اند که ذکرش خالی از لطف نیست:
از ابی هریره (رضی الله عنه)روایت است که فرمود: مردی نزد رسول خدا (صلی الله علیه و سلم) آمد و عرض کرد:من فردی فقیر و بینوا هستم.پیامبر(صلی الله علیه و سلم)فردی را نزد یکی از همسرانش فرستاد[تا برایش غذایی بیاورد].همسرش در جواب فرمود:به خدایی که تو را به حقّ مبعوث کرده است،در خانه چیزی جز آب نداریم.سپس نزد همسر دیگرش فرستاد،او نیز همان جمله همسر قبلش را تکرار کرد.تا این که همه همسران پیامبر (صلی الله علیه و سلم)تمام شدند و همه جوابی غیر از این نداشتند که: سوگند به خدایی که تو را به حق مبعوث کرده است چیزی جز آب نداریم.پیامبر(صلی الله علیه و سلم)فرمود:خدا به کسی رحم کند که امشب مهمانی را پذیرا باشد. مردی از انصار بلند شد و گفت:ای رسول خدا!من این مهمان را می پذیرم. پس مهمان با او رفت.وقتی به خانه رسیدند مرد به زنش گفت:آیا چیزی برای خوردن داریم؟ زن در جواب گفت:تنها مقداری غذا که آن را برای فرزندانم آماده کرده ام.مرد گفت:وقتی مهمان وارد شد چراغ را خاموش کن و چنان وانمود کن که ما غذا خورده ایم[و بچه ها را سرگرم کن].مهمان آمد و همه نشستند و زن همان کاری را که همسرش گفته بود انجام داد و فرزندانش را نیز سرگرم کرد تا این که خوابیدند،پس غذا را آورد و آن را نزد مهمان گذاشت و مهمان شروع به خوردن غذا کرد.
وقتی صبح شد پیامبر(صلی الله علیه و سلم)فرمود:«قد عجب اللهُ مِن صَنیعکما بضیفکما اللیله».«خداوند از کار دیشب شما که نسبت به مهمانتان انجام دادید بسیار خوشحال شد».پس این آیه نازل شد:« وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ» «و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آن ها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند».(حشر/۹)
در این خصوص از حضرت عایشه (رضی الله عنه)نیز نقل است که:« فقیری از او چیزی خواست در حالی که او روزه بود و در منزلش چیزی جز یک قرص نان وجود نداشت.به خدمتکارش فرمود:آن قرص نان را به او بدهد.خدمتکار گفت:چیزی نداریم که با آن افطار کنی؟فرمود آن را به او بده.خدمتکار می گوید: قرص نان را به فقیر دادم.وقتی غروب شد.مرد غریبی یا[شک راوی]یکی از همسایگان غذایی از گوشت گوسفند برایمان آورد.حضرت عایشه مرا صدا زد و فرمود:از این بخور.این غذا بهتر از قرص نانی است که به فقیر دادی
این نتیجه کار خدا پسندانه ای است که انسان انجام می دهد و سود چیزی است که در راه خدا می بخشد.
به راستی خداوند شتاب می کند برای عِوض دادن و هرگز در این راه کم نمی آورد و هرگز کمتر از مال بخشیده شده عِوض نمی دهد بلکه بیشتر از آن را می بخشد و این در حالی است که اگر کسی چیزی را گم کند یا از دست بدهد[در بسیاری از مواقع]گم شده اش را نمی یابد.حضرت عایشه(رضی الله عنه) با کاری که انجام داد جزو کسانی قرار می گیرد که خداوند آن ها را می ستاید،زیرا با وجود احتیاج شدیدی که به قرص نان موجود در خانه داشت اما دیگری را بر آن محتاج تر دید و او را بر استفاده از آن بر خود ترجیح داد.
به راستی کسی که چنین کند از بخل شدید نفسش در امان خواهد بود و به راستی بعد از آن به رستگاری حقیقی دست خواهد یافت و به راستی:«آنان رستگارانند.
۵٫ خداوند متعال در برخی از آیات به طور مستقیم نام این ایثارگران را ذکر می کند، همچون زید(رضی الله عنه)در این آیه:« فَلَمَّا قَضَى زَیْدٌ مِّنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاکَهَا».«هنگامی که زید نیازش را از آن زن به سرآورد (و از او جدا شد)، ما او را به همسری تو درآوردیم».(احزاب/۳۷)
۶٫ در برخی از آیات به طور غیر مستقیم و به صورت کنایه،برخی از اصحاب را توصیف می کند:
ایثارگرانی همچون:
- ابوبکر صدیق(رضی الله عنه):« وَسَیُجَنَّبُهَا الْأَتْقَى.الَّذِی یُؤْتِی مَالَهُ یَتَزَکَّى.وَمَا لِأَحَدٍ عِندَهُ مِن نِّعْمَةٍ تُجْزَى.إِلَّا ابْتِغَاء وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلَى.وَلَسَوْفَ یَرْضَى ».«و بزودی با تقواترین مردم از آن دور داشته میشود.همان کس که مال خود را (در راه خدا) میبخشد تا پاک شود.و هیچ کس را نزد او حق نعمتی نیست تا بخواهد (به این وسیله) او را جزا دهد.بلکه تنها هدفش جلب رضای پروردگار بزرگ اوست.و بزودی راضی و خشنود میشود».(لیل۲۱-۱۷)و:«وَالَّذِی جَاء بِالصِّدْقِ وَصَدَّقَ بِهِ أُوْلَئِکَ هُمُ الْمُتَّقُونَ ».« اما کسی که سخن راست بیاورد و کسی که آن را تصدیق کند، آنان پرهیزگارانند».(زمر/۳۳)و:« إِلاَّ تَنصُرُوهُ فَقَدْ نَصَرَهُ اللّهُ إِذْ أَخْرَجَهُ الَّذِینَ کَفَرُواْ ثَانِیَ اثْنَیْنِ إِذْ هُمَا فِی الْغَارِ إِذْ یَقُولُ لِصَاحِبِهِ لاَ تَحْزَنْ إِنَّ اللّهَ مَعَنَا ».«اگر او را یاری نکنید،خداوند او را یاری کرد(و در مشکلترین ساعات، او را تنها نگذاشت)آن هنگام که کافران او را (از مکه) بیرون کردند،در حالی که دومین نفر بود(و یک نفر بیشتر همراه نداشت)در آن هنگام که آن دو در غار بودند، و او به همراه خود میگفت:غم مخور، خدا با ماست».(توبه/۴۰)
- علی ابن ابی طالب(رضی الله عنه):« وَیُطْعِمُونَ الطَّعَامَ عَلَى حُبِّهِ مِسْکِینًا وَیَتِیمًا وَأَسِیرًا.إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا.إِنَّا نَخَافُ مِن رَّبِّنَا یَوْمًا عَبُوسًا قَمْطَرِیرًا».«و غذای (خود) را با این که به آن علاقه (و نیاز) دارند، به مسکین و یتیم و اسیر میدهند.(و میگویند:) ما شما را بخاطر خدا اطعام میکنیم، و هیچ پاداش و سپاسی از شما نمیخواهیم.ما از پروردگارمان خائفیم در آن روزی که عبوس و سخت است».(انسان۱۰-۸ )
- صهیب رومی(رضی الله عنه) [یا علی بن ابی طالب] (رضی الله عنه):« وَمِنَ النَّاسِ مَن یَشْرِی نَفْسَهُ ابْتِغَاء مَرْضَاتِ اللّهِ وَاللّهُ رَؤُوفٌ بِالْعِبَادِ».«بعضی از مردم (با ایمان و فداکار)،جان خود را به خاطر خشنودی خدا میفروشند و خداوند نسبت به بندگان مهربان است».(بقره/۲۰۷)
۷٫ از جمله کسانی که در قرآن مدح شده و با نیکی از آنان یاد شده است،مهاجرین می باشند.خداوند درباره آنان می فرماید:« لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا وَیَنصُرُونَ اللَّهَ وَرَسُولَهُ أُوْلَئِکَ هُمُ الصَّادِقُونَ».«این اموال برای فقیران مهاجرانی است که از خانه و کاشانه و اموال خود بیرون رانده شدند در حالی که فضل الهی و رضای او را میطلبند و خدا و رسولش را یاری میکنند و آن ها راستگویانند».(حشر/۸)
و بعد از مهاجرین،از انصار نیز یادی می شود و آن ها نیز با صفات نیک اینچنین وصف می شوند:«وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ فِی صُدُورِهِمْ حَاجَةً مِّمَّا أُوتُوا وَیُؤْثِرُونَ عَلَى أَنفُسِهِمْ وَلَوْ کَانَ بِهِمْ خَصَاصَةٌ وَمَن یُوقَ شُحَّ نَفْسِهِ فَأُوْلَئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».«و برای کسانی است که در این سرا (سرزمین مدینه) و در سرای ایمان پیش از مهاجران مسکن گزیدند و کسانی را که به سویشان هجرت کنند دوست میدارند، و در دل خود نیازی به آنچه به مهاجران داده شده احساس نمیکنند و آن ها را بر خود مقدم میدارند هر چند خودشان بسیار نیازمند باشند،[همانا] کسانی که از بخل و حرص نفس خویش باز داشته شدهاند رستگارانند».(حشر/۹)
صفات و ویژگی های اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)در تورات و انجیل
اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم) در کتاب های آسمانی گذشته چون تورات و انجیل با اوصافی بهتر از آنچه انسان مؤمن با آن توصیف می شود،وصف شده اند.
اوصاف آنان چنین آمده است:آنان افرادی هستند که نسبت به کفّار بسیار شدید و نسبت به هم بسیار مهربانند.آنان کسانی هستند که در بارگاه ملکوتی خداوند بسیار اهل رکوع و سجود هستند.آنان کسانی هستند که فضل و کرم و رضایت و خشنودی خداوند را می جویند و در چهره هایشان اثر سجده نمایان است.
به راستی تمامی این صفات در اصحاب پیامبر (صلی الله علیه و سلم)وجود داشتند: «مُّحَمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاء عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاء بَیْنَهُمْ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ ذَلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى عَلَى سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُم مَّغْفِرَةً وَأَجْرًا عَظِیمًا».«محمد (صلی الله علیه و سلم) فرستاده خداست و کسانی که با او هستند در برابر کفّار سرسخت و شدید و در میان خود مهربانند.پیوسته آن ها را در حال رکوع و سجود میبینی در حالی که همواره فضل خدا و رضای او را میطلبند.نشانه آن ها در صورتشان از اثر سجده نمایان است.این توصیف آنان در تورات است.اما توصیف ایشان در انجیل این است که آن ها همانند زراعتی که جوانههای خود را خارج ساخته، سپس به تقویت آن پرداخته تا محکم شده و بر پای خود ایستاده است و بقدری نمو و رشد کرده که زارعان را به شگفتی وامیدارد.این برای آن است که کافران را به خشم آورد (ولی) کسانی از آن ها را که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام دادهاند،خداوند وعده آمرزش و اجر عظیمی داده است».(فتح/۲۹)
از صفات دیگر آن ها که در تورات و انجیل مذکور است این که آنان پیامبر خدا(صلی الله علیه و سلم)را بسیار محترم می شمارند و او را بسیار بزرگ می دانند پس او را یاری می دهند و از او و تعالیم و راه و روش و احکام و آموزه های کتابی که بر او نازل شده،تبعیت می کنند.پس خداوند به خاطر این تبعیت،آنان را به رحمت و مغفرت و خیر دنیا و آخرت وعده می دهد.خداوند در این زمینه می فرماید:« وَرَحْمَتِی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْءٍ فَسَأَکْتُبُهَا لِلَّذِینَ یَتَّقُونَ وَیُؤْتُونَ الزَّکَـاةَ وَالَّذِینَ هُم بِآیَاتِنَا یُؤْمِنُونَ.الَّذِینَ یَتَّبِعُونَ الرَّسُولَ النَّبِیَّ الأُمِّیَّ الَّذِی یَجِدُونَهُ مَکْتُوبًا عِندَهُمْ فِی التَّوْرَاةِ وَالإِنْجِیلِ یَأْمُرُهُم بِالْمَعْرُوفِ وَیَنْهَاهُمْ عَنِ الْمُنکَرِ وَیُحِلُّ لَهُمُ الطَّیِّبَاتِ وَیُحَرِّمُ عَلَیْهِمُ الْخَبَآئِثَ وَیَضَعُ عَنْهُمْ إِصْرَهُمْ وَالأَغْلاَلَ الَّتِی کَانَتْ عَلَیْهِمْ فَالَّذِینَ آمَنُواْ بِهِ وَعَزَّرُوهُ وَنَصَرُوهُ وَاتَّبَعُواْ النُّورَ الَّذِیَ أُنزِلَ مَعَهُ أُوْلَـئِکَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ».« و رحمتم همه چیز را فراگرفته و آن را برای آن ها که تقوا پیشه کنند و زکات را بپردازند و آن هایی که به آیات ما ایمان میآورند، مقرر خواهم داشت.همآن ها که از فرستاده (خدا)،پیامبر«امی» پیروی میکنند، پیامبری که صفاتش را، در تورات و انجیلی که نزدشان است،مییابند،آن ها را به معروف دستور میدهد، و از منکر باز میدارد،چیزهای پاک را برای آن ها حلال میشمرد، و ناپاکی ها را تحریم می کند و بارهای سنگین و زنجیرهایی را که بر آن ها بود[از دوش و گردنشان] بر میدارد، پس کسانی که به او ایمان آوردند، و حمایت و یاریش کردند، و از نوری که با او نازل شده پیروی نمودند، آنان رستگارانند».(اعراف/۱۵۷-۱۵۶)
اصحاب و برتری درجات آن ها نسبت به هم
خداوند متعال در قرآن از عدالت و فضل و مقام و منزلت والای اصحاب یاد کرده و خشنودیش را نسبت به آن ها بیان فرموده است.بعد از قرآن ذکر این عدالت و فضل و منزلت در سنّت پاک و مطهر پیامبر بزرگوار(صلی الله علیه و سلم)آمده است.
به نمونه هایی از این آیات و احادیث اشاره می کنیم:
۱٫ خداوند می فرماید:« وَالسَّابِقُونَ الأَوَّلُونَ مِنَ الْمُهَاجِرِینَ وَالأَنصَارِ وَالَّذِینَ اتَّبَعُوهُم بِإِحْسَانٍ رَّضِیَ اللّهُ عَنْهُمْ وَرَضُواْ عَنْهُ وَأَعَدَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی تَحْتَهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا ذَلِکَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ ».«پیشگامان نخستین از مهاجرین و انصار، و کسانی که به نیکی از آن ها پیروی کردند، خداوند از آن ها خشنود گشت، و آن ها (نیز) از او خشنود شدند و باغهایی از بهشت برای آنان فراهم ساخته، که نهرها از زیر درختانش جاری است; جاودانه در آن خواهند ماند و این است پیروزی بزرگ».(توبه/۱۰۰)
خداوند متعال از سابقین نخستین از مهاجرین و انصار وکسانی که به نیکی از آن ها تبعیت کرده اند خشنود و راضی شده و این را اعلان فرموده است.
همانا بندگان مخلص خدا مشمول رضوان و مغفرت بی منتهای پروردگار هستند و این فرموده خداوند تاکیدی است بر این مطلب:« فَإِن تَرْضَوْاْ عَنْهُمْ فَإِنَّ اللّهَ لاَ یَرْضَى عَنِ الْقَوْمِ الْفَاسِقِینَ ».«خداوند (هرگز) از جمعیت فاسقان راضی نخواهد شد».(توبه/۹۶)
۲٫ خداوند متعال می فرماید:« لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا».«خداوند از مؤمنان – هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضی و خشنود شد،خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود میدانست از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آن ها فرمود».(فتح/۱۸)
اگر چه درجات اصحاب در فضل و برتری نسبت به هم متفاوت است اما این تفاوت هرگز منجر به تجریح و طعن و عیب گرفتن بر هیچ یک از آنان نمی شود و هرگز بهانه ای در این خصوص نخواهد بود. با وجود تثبیت فضل و منزلت همه آن ها نسبت به غیر خود،برتری و فضل آنانی که در ایمان بر بقیه سبقت گرفته اند بیشتر است.سابقین نخستین از مهاجرین و انصار و کسانی که به نیکی از آنان تبعیت کردند در فضل و برتری سرآمد سایرین هستند.
آنان که قبل از فتح مکّه انفاق جان و مال کردند و در راه خدا مبارزه و جهاد نمودند،مقامشان والاتر از آنانی است که بعد از فتح مکّه انفاق و مبارزه کردند،هر چند به همه آنان وعده نیک و مغفرت خداوند داده شده است:«لَا یَسْتَوِی مِنکُم مَّنْ أَنفَقَ مِن قَبْلِ الْفَتْحِ وَقَاتَلَ أُوْلَئِکَ أَعْظَمُ دَرَجَةً مِّنَ الَّذِینَ أَنفَقُوا مِن بَعْدُ وَقَاتَلُوا وَکُلًّا وَعَدَ اللَّهُ الْحُسْنَى وَاللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ ».«کسانی که قبل از فتح(فتح مکه)انفاق کردند و جنگیدند،با کسانی که پس از فتح انفاق کردند،یکسان نیستند.آن ها بلند مقام تر از کسانی هستند که بعد از فتح انفاق نمودند و جهاد کردند و خداوند به هر دو وعده نیک داده و خدا به آنچه انجام میدهید آگاه است».(حدید/۱۰)
اصحاب«بدر»به خاطر جهاد و سبقت در اسلام و ایمانشان نسبت به دیگران فضل و برتری دارند:« وَلَقَدْ نَصَرَکُمُ اللّهُ بِبَدْرٍ وَأَنتُمْ أَذِلَّةٌ فَاتَّقُواْ اللّهَ لَعَلَّکُمْ تَشْکُرُونَ».« خداوند شما را در «بدر» یاری کرد (و بر دشمنان پیروز ساخت)در حالی که شما (نسبت به آن ها)، ناتوان بودید.پس،از خدا بپرهیزید،تا شکر نعمت او را بجا آورده باشید». (آل عمران/۱۲۳)
پیامبر (صلی الله علیه و سلم)در مورد اصحاب بدر می فرماید:«و ما یدریک لعل الله أن یکون قد اطلع علی أهل بدر فقال:إعملوا ما شئتم فقد غفرت لکم».«تو چه می دانی شاید خداوند بر اهل بدر آگاه بوده است که فرموده است:انجام دهید آنچه می خواهید چرا که شما را بخشیدم»(یعنی خدا قطعاً بر اهل بدر آگاه بوده است که خطاب به آن ها فرموده است
اصحاب«بیعت رضوان»نیز در فضل وبرتری بر غیر خود پیشی گرفته اند.خداوند در مورد آن ها می فرماید:« لَقَدْ رَضِیَ اللَّهُ عَنِ الْمُؤْمِنِینَ إِذْ یُبَایِعُونَکَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِی قُلُوبِهِمْ فَأَنزَلَ السَّکِینَةَ عَلَیْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِیبًا ».«خداوند از مؤمنان – هنگامی که در زیر آن درخت با تو بیعت کردند- راضی و خشنود شد.خدا آنچه را در درون دلهایشان (از ایمان و صداقت) نهفته بود میدانست، از این رو آرامش را بر دلهایشان نازل کرد و پیروزی نزدیکی بعنوان پاداش نصیب آن ها فرمود».(فتح/۱۸)
اصول تعامل با اصحاب(رضی الله عنه)
وظیفه آیندگان نسبت به اصحاب همان چیزی است که خداوند فرموده است:«وَ الَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ».«(همچنین) کسانی که بعد از آن ها( بعد از مهاجران و انصار)آمدند و میگویند:«پروردگارا! ما و برادرانمان را که در ایمان بر ما پیشی گرفتند بیامرز، و در دلهایمان حسد و کینهای نسبت به مؤمنان قرار مده.پروردگارا، تو مهربان و رحیمی».(حشر/۱۰)
سعد بن ابی وقاص(رضی الله عنه)در مورد این آیه فرمود:«مردم دارای سه درجه هستند،دو درجه از آن ها تمام شده و یک درجه مانده است.بر شماست که سعی و تلاش کنید از این مقام و موقعیت استفاده کنید و خود را مشمول این درجه کنید و سپس این آیه را قرائت فرمود:«لِلْفُقَرَاء الْمُهَاجِرِینَ الَّذِینَ أُخْرِجُوا مِن دِیارِهِمْ وَأَمْوَالِهِمْ یَبْتَغُونَ …».(حشر/۸) سپس فرمود:یکی از این درجات درجه مهاجرین است که تمام شد.سپس این آیه را قرائت فرمود:«وَالَّذِینَ تَبَوَّؤُوا الدَّارَ وَالْإِیمَانَ مِن قَبْلِهِمْ یُحِبُّونَ مَنْ هَاجَرَ إِلَیْهِمْ وَلَا یَجِدُونَ …».(حشر/۹)و گفت:یکی دیگر از این درجات درجه انصار است که آن هم تمام شد.سپس ادامه داد و آیه بعدی را قرائت فرمود:«وَالَّذِینَ جَاؤُوا مِن بَعْدِهِمْ یَقُولُونَ رَبَّنَا اغْفِرْ لَنَا وَلِإِخْوَانِنَا الَّذِینَ سَبَقُونَا بِالْإِیمَانِ وَلَا تَجْعَلْ فِی قُلُوبِنَا غِلًّا لِّلَّذِینَ آمَنُوا رَبَّنَا إِنَّکَ رَؤُوفٌ رَّحِیمٌ».(حشر/۱۰) و گفت:این منزلت و مقام تا قیام قیامت باقی است،پس سعی کنید جزء این افراد باشید.
واجب آیندگان نسبت به سلف صالح خود همان چیزی است که سعد ابن ابی وقاص به آن اشاره کرد.خوشا به تابعین که این آیه شامل حالشان شد و خداوند از امام شاطبی راضی باد آنگاه که در منظومه ی«حرز الامانی»چنین سرود:
«جزی الله بالخیرات عنا أئمه لنا نقلوا القرآن عذباً و سلسلاً»
«خداوند پاداش و جزای نیک به امامان پیش از ما بدهد که قرآن را سلیس و روان برای ما نقل کردند»
و امام سخاوی(رحمة الله علیه)در شرح این بیت چه زیبا فرمود:«چنین دعایی وظیفه آیندگان برای گذشتگان است.چنین دعایی فضل و بزرگی آنان را به یاد می آورد و دلیل بر محبّت آن هاست زیرا دعا نتیجه و ثمره محبّت است.روزی فردی از پیامبر(صلی الله علیه و سلم)در مورد وقوع قیامت پرسید.پیامبر(صلی الله علیه و سلم)در جواب فرمود:برای آن روز چه آماده کرده ای؟جواب داد:[ای رسول خدا!]نماز و روزه و صدقات زیادی آماده نکرده ام امّا خدا و رسول خدا را بسیار دوست دارم (محبت خدا و رسول خدا را آماده کرده ام).پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمود:«المرء مع من أحب».«هر کس با محبوبش است(محشور خواهد شد
خداوند در آیه: «و الذین جاءوا من بعدهم…».(حشر/۱۰) به پیامبرش(صلی الله علیه و سلم) امر می کند که جواب نیکی را با دعا پاسخ دهد و او را اینچنین تربیت می کند. راستی چه معروف و چه کار نیکی بهتر و بزرگ تر از این که علمایان ما دین را به ما رسانده اند.آن ها شبانه روز تلاش کردند ومال و جانشان را در راه حفظ شریعت خدا و دفاع از کتاب خدا و ابطال باطل و نابودی گمراهان تقدیم کردند تا این دین بدون تحریف و تبدیل و سالم به دست ما برسد،هر چند خداوند خود نورش را به انجام خواهد رساند و این وعده ایست خلاف ناپذیر.
این علما بودند که هر مسئله مشکلی را برای ما توضیح دادند و شرح کردند و با این کار راه را بر مبتدعان و منحرفان تنگ کردند.و این را پیامبر(صلی الله علیه و سلم) شهادت می دهد آنگاه که می فرماید:«در میان آیندگان کسانی هستند که از این دین محافظت می کنند و آن را به دیگران انتقال می دهند و با این کار مانع تحریف آن و تعدی مفسدان به آن می شوند
صاحب«التحریر و التنویر» در تفسیر این آیه(حشر/۱۰) ضمن این که رعایت ادب نسبت به کسانی که بعد از مهاجرین و انصار آمده اند را یک واجب می داند،چنین می گوید:«این ها از خداوند خواستند که دلهایشان را نسبت به مهاجرین و انصار از غل و حسد و کینه پاک گرداند.زیرا آن ها یاران پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بودند و برخی با هجرت و برخی با نصرت بر دیگران برتری داده شده اند.خداوند برای کسانی که بعد از آن ها آمده اند و از اجر و پاداش و مقام و منزلت هجرت و نصرت برخوردار نبوده اند،مقام و منزلت دعا برای مهاجرین و انصار و طلب مغفرت برای آنان و قرار دادن محبّت آن ها در دلهایشان و زدودن بغض و کینه نسبت به آن ها را وسیله ای برای بهرمند شدن از اجر و پاداش مهاجرین و انصار قرار داده است[تا با این کار در صف گذشتگان صالح قرار گیرند. ]
این آیه اشاره ایست بر این که بر مسلمانان است که گذشتگان صالح خود را به نیکی یاد کنند و محبّت مهاجرین و انصار را در دل داشته باشند و آن ها را با احترام یاد کرده و بزرگ بشمارند.
امام مالک(رحمة الله علیه)گوید:«هر کس نسبت به یکی از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم) بغض و کینه داشته باشد هرگز در فیء مسلمانان حقی ندارد سپس این آیه را تلاوت فرمود:«و الذین جاءوا من بعدهم..».(حشر/۱۰)
اما در مورد آنچه بین حضرت عایشه و حضرت علی(رضی الله عنه) و بین حضرت علی و معاویه درگرفت باید گفت:هر دو طرف درگیر نیتی جز یاری دادن و نصرت حق (دین خدا) نداشته اند.بنابراین هیچ بهانه ای برای تعدی به شخصیت آن ها نیست.آنچه در این زمینه برما واجب است سکوت و عدم زنده کردن و شعله ور نمودن این درگیریهاست،اگر چه وجود آن درگیریها و اختلافات باعث مکدر شدن روابط آن بزرگان و تألم خاطر آن ها شد اما هرگز جایز نیست آیندگان که جزو هیچکدام از گروهای درگیر نبوده و اصلاً شاهد ماجرا نبوده اند دخالت کرده و اظهار نظر کنند و حکم بر علیه گروهی و به نفع گروه مقابل صادر کنند.انجام چنین کاری جز حماقت و تعصب جاهلانه نیست و نخواهد بود و چیزی جز ضربه زدن به پیکر امّت محمدی در پی نخواهد داشت
یکی از نمونه های بسیار زیبا در تعامل با اصحاب و تابعین آن ها،همان چیزی است که از یحیی بن حارث ذماری نقل شده است.ایشان می گوید:«به واثله بن اسقع برخورد کردم.به او گفتم با این دستت با پیامبر(صلی الله علیه و سلم)بیعت کردی؟گفت:بله.گفتم:این دستت را به من بده تا آن را ببوسم.او دستش را به سوی من دراز کرد من هم آن را بوسیدم.
از نمونه های بسیار جالبی که دال بر بزرگی اصحاب دارد،استجابت دعای آن بزرگواران است.
از عقبه بن نافع مهری(رضی الله عنه)وارد است که وقتی خواست حدود قیروان را مشخص می کند به جنگل پر از درخت نگاه کرد و خطاب به یارانش گفت:می خواهم اینجا را حدود قرار دهم تا سواران دشمن نتوانند ضربه ای به شهر بزنند،زیرا اینجا وسط این سرزمین است.سپس دستور دادکه پایگاهی در آنجا بسازند. عرض کردند:اینجا جنگلی است که حیوانات درنده زیادی دارد و ما از جان خود بیمناکیم.عقبه مستجاب دعا بود.در میان لشکرش اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم) را جمع کرد.تعداد اصحاب به هجده نفر رسید. سپس رو به جنگل کرد و گفت:ای حشرات و ای درندگان! بدانید که ما اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)هستیم، پس از اینجا بروید زیرا ما می خواهیم اینجا بمانیم.از این به بعد هر کدام از شما را یافتیم می کشیم.
در آن روز مردم چیز عجیبی دیدند.آن ها درندگان و مارهای گزنده و سمی را دیدند که گروه گروه کوچ می کنند و آنجا را ترک می کنند.همین امر باعث شد که بسیاری از بومیان مسلمان شوند و به مدت چهل سال در آنجا کسی نه ماری دید و نه عقربی مشاهده کرد.
وقتی عقبه بن نافع(رضی الله عنه)دانشگاه قیروان را تاسیس کرد برخی از لشکریانش را جمع کرد و در شهر دوری زد و این دعای مشهورش راخواند:«خدایا این دانشگاه را پر از علم و فقه گردان و عمرش را طولانی کن و همیشه آن را آباد نگه دار و اسلام را به وسیله آن عزّت ببخش و آن را از ظلم و چپاول و تجاوز ظالمین محفوظ دار».
مسلمانان همیشه دیگران را به متخلّق شدن به اخلاق پیامبر(صلی الله علیه و سلم)و این که گذشتگانشان را با نیکی یاد کنند و هرگز نسبت به آن ها سوظن نداشته باشند، توصیه می کنند.این همان چیزی است که پیامبر(صلی الله علیه و سلم) مسلمانان را به آن توصیه می فرمود:«اذکروا محاسن موتاکم و کفوا عن مساویهم».«نیکی های مردگانتان را بازگو کنید و از بدیهایشان و ذکر آن ها خوداری کنید.
حدیثی که حضرت عایشه(رضی الله عنه)روایت می کند تاییدی است بر حدیث قبل.ایشان می گویند:پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمود:«لا تسبوا الأموات فإنهم قد أفضوا إلی ما قدموا».«هرگز به مردگان دشنام ندهید زیرا آن ها به سوی آنچه انجام داده اند و پیش از خود فرستاده اند رفته اند(و جزای آن را دریافت خواهند کرد.
از ابن عباس(رضی الله عنه)چنین روایت است:«مردی از انصار دشنامی به پدر عباس داد و با این کار او را عصبانی کرد.عباس ضربه ای به او زد.قوم دشنام دهنده جمع شده و خطاب به عباس گفتند:به خدا سوگند تو را خواهیم زد.پس دست به صلاح شدند.این خبر به پیامبر(صلی الله علیه و سلم) رسید.پیامبر(صلی الله علیه و سلم) به مسجد آمد و بالای منبر رفت و فرمود:ای مردم کدام یک از اهل زمین نزد خدا محترم تر و گرامی ترین است؟جواب دادند:تو ای رسول خدا.پیامبر(صلی الله علیه و سلم) فرمود:عباس عموی من است و من برادر زاده او هستم.پس هرگز با دشنام دادن به مردگانتان زندگانتان را اذیت ندهید.طرف دعوا نزد پیامبر(صلی الله علیه و سلم) آمدند و گفتند:ای رسول خدا! از خشمت به خدا پناه می بریم.
وقتی که وضعیت دشنام دادن و طعنه زدن به کسانی که قبل از اسلام بوده و مرده اند اینچنین است که بیان شد،وضعیت طعنه زدن و ناسزا گفتن به اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)چگونه خواهد بود؟
وقتی پیامبر(صلی الله علیه و سلم)از یکی از یارانش به خاطر ناسزا گفتن به همراه دیگرش ناراحت می شود،همانطور که در مورد عبدالرحمن بن عوف و خالد بن ولید پیش آمد،پس حال و وضعیت گروهی که بعد از اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)آمده و هیچ بهره ای از صحبت و همنشینی با او(صلی الله علیه و سلم)نداشته اند و به یاران پیامبر دشنام می دهند و آن ها را لعن می کنند،چگونه خواهد بود؟اینجاست که معنی این کلام زیبای پیامبر(صلی الله علیه و سلم)را درک می کنیم که فرمود:«إذ ذکر أصحابی فأمسکوا».«هرگاه به بدی یادی از یاران من شد شما سکوت اختیار کنید.
حداقل حقّی که اصحاب بر گردن ما دارند این است که همیشه از فضایل و بزرگیشان یاد کنیم و از درگیری ها و اختلافات و جنگهایی که بین آن ها رخ داده است سخنی نگوییم.هر کس چنین نکند به راستی کوته فکر است و هرگز اصحاب را نشناخته است.در این خصوص این را نیز باید گفت:آنچه از اصحاب صادر شده و اشتباه بوده است اجتهادی بیش نبوده و این اجتهاد در نهایت اخلاص و برای نصر و یاری حق و دین خدا انجام گرفته است.کسی که زبان به ناسزاگویی اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)و سلف صالح می گشاید باید بر خود بترسد که از صراط مستقیم منحرف شود و بر اوست که قیامت و دادگاه خداوند را به یاد بیاورد و این آیه را تلاوت کند:«وَعَنَتِ الْوُجُوهُ لِلْحَیِّ الْقَیُّومِ وَقَدْ خَابَ مَنْ حَمَلَ ظُلْمًا».«و (در آن روز) همه چهرهها در برابر خداوند حی قیوم، خاضع میشود و مایوس (و زیانکار) است آن که بار ستمی بر دوش دارد».(طه/۱۱۱).
در قدیم و عصر حاضر نیز تعصبات حزبی و مذهبی،در مورد آنچه بیان شد،چه زشت عمل کرده و می کنند و برخی از مسایل اجتهادی را به میدان جنگ و نبرد علیه یکدیگر تبدیل کرده اند و حق را تنها در چیزی می بینند که خود بر آنند و هرگز نه تنها حقی را برای مخالفانشان قایل نیستند عذر آن ها را نیز نمی پذیرند،بلکه همیشه تلاش می کنند با روشهای حزبی،دیگران و مخالفنشان را بکوبند و آن ها را تحقیر کنند و نکات ضعفشان را بزرگ جلوه دهند.
آنچه بیان شد تاکیدی بر این مطلب است که عدالت اصحاب یک امر مسلّم است اگر چه از برخی اشتباهاتی روی داده باشد.ویژگی منحصر به فرد آن ها همراه و همنشین بودن با پیامبر است،مقام و منزلتی که خداوند به هرکس که بخواهد می بخشد.
جامع ترین وصیّت و سفارش
مسلمانان شایسته است نسبت به همه اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)به ویژه اهل بدر و بیعت رضوان و سابقین نخستین از مهاجرین و انصار که شُرف صحبت و همنشینی با پیامبر(صلی الله علیه و سلم)نصیب حالشان شده و خداوند از آن ها راضی شده است،حسن ظن داشته و آنگونه که شایسته آن هاست مؤدبانه با یاد و نامشان برخورد شود و جز به نیکی و با بهترین الفاظ ذکری از آن ها نشود و اگر رأی و نظر یکی از آن ها با رأی و نظر دیگری موافق نبود هرگز جایز نیست مورد طعن قرار گیرند و شخصیّت آن ها و پیروانشان زیر سؤال برود،تا با دلی پاک و قلبی سلیم پروردگار حکیم را ملاقات کنیم و به رحمت او امیدوار باشیم و سرانجامی نیک داشته باشیم.
خاتمه
یقین به عدالت و فضل و برتری اصحاب یکی از نشانه های ایمان به پیامبر خداست،همانطور که طعن در عدالت اصحاب یکی از نشانه های نفاقی است که باب فتنه و آشوب در دین را خواهد گشود و ترس خروج از دایره آن می رود.
آیات قرآن و احادیث پیامبر(صلی الله علیه و سلم)و حیات پر خیر و برکت آن بزرگواران(رضی الله عنه)شاهدانی بر فضل و برتری اصحاب نسبت به سایرین هستند.امّا در مورد اختلافات و درگیری هایی که بین آن بزرگواران اتفاق افتاده است و مورخان،علی رغم تعصبات و تعلقات مذهبی و جریانات سیاسی که داشته اند، آن ها را بیان کرده اند و بسیاری از آن ها نیز درست نمی باشد،باید گفت:آنچه بر ماست این است که نسبت به همه آن بزرگواران حسن ظن داشته باشیم و آن ها را از باب اجتهاد و رأی بدانیم که مغفرت شامل حال کسانی خواهد بود که در این اجتهاد به خطا رفته باشند.
اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم)کسانی بوده اند که روزشان را با روزه و شبهایشان را با بیداری و قیام به سربرده اند،و این چیزی است که قرآن بر آن شهادت می دهد و چه شهادتی بالاتر از شهادت قرآن:« کَانُوا قَلِیلًا مِّنَ اللَّیْلِ مَا یَهْجَعُونَ.وَبِالْأَسْحَارِ هُمْ یَسْتَغْفِرُونَ».«آن ها کمی از شب را میخوابیدند.و در سحرگاهان استغفار میکردند».(ذاریات/۱۸-۱۷)
و آن ها را توصیف می کند و چه توصیفی بالاتر و زیباتر از توصیف قرآنی:«هُوَ أَهْلُ التَّقْوَى وَأَهْلُ الْمَغْفِرَةِ».«او اهل تقوا و اهل آمرزش است».(مدثر/۵۶)
شما را به خدا بپرهیزید،شما را به خدا بپرهیزید از این که نسبت به اصحاب پیامبر(صلی الله علیه و سلم) دچار تعرض شوید زیرا چنین امری منجر به ایجاد فتنه می شود و سرانجام و عواقب ناگواری در پی خواهد داشت و پناه به خدا از این که انسان مشمول چنین آیه ای شود:« فَلْیَحْذَرِ الَّذِینَ یُخَالِفُونَ عَنْ أَمْرِهِ أَن تُصِیبَهُمْ فِتْنَةٌ أَوْ یُصِیبَهُمْ عَذَابٌ أَلِیمٌ».«پس آنان که فرمان او را مخالفت میکنند، باید بترسند از این که فتنهای دامنشان را بگیرد، یا عذابی دردناک به آن ها برسد».(نور/۶۳)
منبع : اصلاح وب

نوشته شده توسط حسینی در شنبه بیست و هفتم فروردین ۱۳۹۰
|