پروردگار عالم را حمد و ستايش مي كنيم او كه راضي شد اسلام دين ما باشد و به واسطه آن ما را يك مجموعه واحد در راه مستقيم قرار داد و دستور داد كه برادر وار دوستدار همديگر باشيم و ما را از تفرقه و اختلاف در دين برحذر داشت و صلاة و سلام بر رسول امينش كه بعد از خود حجت قاطع و دليل روشن را به جاي گذاشت چيزي كه جز هلاك شدگان از آن منحرف نمي شوند و دورد و سلام بر خاندان پاكش و بر اصحاب و يارانش آنها كه در دين سبقت جستند و آنهايي كه به نيكويي تا روز قيامت از آنها پيروي كرده و مي كنند.

بلايا جامعه را فرا گرفته و سركشي و نافرماني ها منتشر گشته و جامعه اسلام و مسلمانان دچار تفرقه و تبديل به گروهها و فرقه ها و حركاتي با مشربهاي متفاوت گشته و تبديل به احزابي با منهج هاي متفرق شده اند هر كدام نيز به آنچه خود دارد شادمان است به سبب اين اختلاف و تفرقه بيشتر مسلمانان سرگردان و حيران شده اند حتي خيلي از آنها درمانده و مشكوك اظهار مي دارند در دين دچار اشتباه شده و نمي دانند از چه كسي پيروي و به چه كسي منتسب شوند در ميان اين همه گروهها و فرقه ها كدام يك بر حق است؟ نه تنها اين اختلاف و تفرقه و حزب گرايي جمال و زيبايي اسلام را كدر و تيره ساخته و مانع پيشرفت مسلمين شده بلكه باعث ضعف و نابودي شوكتشان و از بين رفتن هيبت و بزرگي آنها در دل دشمنانشان اعم از كافران و مشركان و منافقان شده است.

آيا اسلام همين است؟ حكم اختلاف و تفرقه و حزب گرايي در دين چيست؟ راه حق و نجات از اين درد سوزناك چيست؟ آيا احزاب و جماعت هاي اسلامي معاصر بر صراط مستقيم قرار دارند يا جزو فرقه هاي گمراه از هفتاد و دو فرقه مي باشند؟ به توفيق پروردگار اظهار مي داريم اختلاف و تفرقه و حزب گرايي جزو اسلام نيست بلكه از جمله چيزهايي است كه خداوند متعال و رسولش از آن نهي و آن را حرام كرده اند و با اين حال خداوند متعال و رسولش راه حق و نجات را در هنگام وقوع اختلاف و تفرقه و حزب گرايي براي مسلمين بيان داشته اند. خداوند متعال مي فرمايد:*وَلَا تَكُونُوا مِنَ الْمُشْرِكِينَ (31) مِنَ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا كُلُّ حِزْبٍ بِمَا لَدَيْهِمْ فَرِحُونَ*[1]«از مشركين مباشيد آنها كه دينشان را متفرق كرده و تبديل به گروهها شدند كه هر كدام به آنچه خود داشت خوشحال بود.» و مي فرمايد:*وَلَا تَكُونُوا كَالَّذِينَ تَفَرَّقُوا وَاخْتَلَفُوا مِنْ بَعْدِ مَا جَاءَهُمُ الْبَيِّنَاتُ وَأُولَئِكَ لَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ*[2]«چون كساني نباشيد كه بعد از آنكه آيات روشن برايشان آمد متفرق شده و اختلاف كردند براي آنها عذاب بزرگي مي باشد.» و مي فرمايد:*إِنَّ الَّذِينَ فَرَّقُوا دِينَهُمْ وَكَانُوا شِيَعًا لَسْتَ مِنْهُمْ فِي شَيْءٍ*[3]«آنها كه دين خود را متفرق و تبديل به گروهها شدند در هيچ چيز تو با آنها نيستي.»و مي فرمايد:*وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعًا وَلَا تَفَرَّقُوا*[4]«به ريسمان خداوند چنگ زنيد و متفرق نشويد.» و مي فرمايد:*وَمَنْ يُشَاقِقِ الرَّسُولَ مِنْ بَعْدِ مَا تَبَيَّنَ لَهُ الْهُدَى وَيَتَّبِعْ غَيْرَ سَبِيلِ الْمُؤْمِنِينَ نُوَلِّهِ مَا تَوَلَّى وَنُصْلِهِ جَهَنَّمَ وَسَاءَتْ مَصِيرًا*[5]«هركس بعد از روشن شدن هدايت برايش با رسول الله- صلي الله عليه و سلم- مخالفت نمايد و از غير راه مؤمنان تبعيت كند او را در همان جهتي كه رها شده وا مي گذاريم و به جهنم وارد مي گردانيم كه بد جايگاهي است.» و باز مي فرمايد:*هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ فَتَفَرَّقَ بِكُمْ عَنْ سَبِيلِهِ ذَلِكُمْ وَصَّاكُمْ بِهِ لَعَلَّكُمْ تَتَّقُونَ*[6] «اين راه راست من است از آن پيروي كنيد و از راههاي ديگر پيروي مكنيد كه باعث متفرق شدن شما از راه خداوند خواهد شد اين چيزي است كه شما را به آن سفارش مي كنم اميد است كه تقوي پيشه گيريد.» تفسير اين آيه كريمه در حديث ابن مسعود - رضي الله عنه- آمده است كه گفت**خَطَّ رَسُولُ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عَلَيْهِ وَسَلَّمَ خَطًّا بِيَدِهِ ثُمَّ قَالَ هَذَا سَبِيلُ اللَّهِ مُسْتَقِيمًا قَالَ ثُمَّ خَطَّ عَنْ يَمِينِهِ وَشِمَالِهِ ثُمَّ قَالَ هَذِهِ السُّبُلُ وَلَيْسَ مِنْهَا سَبِيلٌ إِلَّا عَلَيْهِ شَيْطَانٌ يَدْعُو إِلَيْهِ ثُمَّ قَرَأَ وَإِنَّ هَذَا صِرَاطِي مُسْتَقِيمًا فَاتَّبِعُوهُ وَلَا تَتَّبِعُوا السُّبُلَ**[7] (رسول الله- صلي الله عليه و سلم- با دستش خطي را رسم كرد آنگاه فرمود: اين راه مستقيم خداست سپس از راست و چپ آن خطهاي ديگري را رسم كرد آنگاه فرمود اين راههاي ديگر است كه بر هر كدام از آنها شيطاني قرار گرفته و به سويش فرا مي خواند سپس اين آيه را قرائت فرمود: اين راه راست من است از آن پيروي كنيد و از راههاي ديگر پيروي مكنيد.)

از عرباض پسر ساريه روايت است كه گفت: رسول الله- صلي الله عليه و سلم- در حاليكه در صدد توصيه و سفارش به اصحاب و امتش بود فرمود:**قَدْ تَرَكْتُكُمْ عَلَى الْبَيْضَاءِ لَيْلُهَا كَنَهَارِهَا لَا يَزِيغُ عَنْهَا بَعْدِي إِلَّا هَالِكٌ مَنْ يَعِشْ مِنْكُمْ فَسَيَرَى اخْتِلَافًا كَثِيرًا**[8] (شما را بر حالتي از روشنگري جا گذاشتم كه شب و روز آن مثل هم است در آن حالت بعد از من گمراه نمي شود مگر كسي كه دچار هلاكت شده باشد هركس از شما زنده بماند اختلافات بسياري را خواهد ديد.) اين بيان درد بود حال راه چاره چيست؟ سپس رسول الله- صلي الله عليه و سلم- به توصيف علاج مي پردازد و مي فرمايد:**فَعَلَيْكُمْ بِسُنَّتِي وَسُنَّةِ الْخُلَفَاءِ الْمَهْدِيِّينَ الرَّاشِدِينَ تَمَسَّكُوا بِهَا وَعَضُّوا عَلَيْهَا بِالنَّوَاجِذِ وَإِيَّاكُمْ وَمُحْدَثَاتِ الْأُمُورِ فَإِنَّ كُلَّ مُحْدَثَةٍ بِدْعَةٌ وَكُلَّ بِدْعَةٍ ضَلَالَةٌ**[9] (بر شما لازم است كه به هر آنچه از سنت من و سنت خلفاي هدايتگر من آگاه شديد تمسك جوييد و آن را محكم بگيريد و زنهار خود را از نو آوري ها بپرهيزيد كه هر امر تازه پديد آمده در دين بدعت است و هر بدعتي گمراهي است.)

حذيفه پسر يمان - رضي الله عنه- گويد مردم در مورد خير از رسول الله- صلي الله عليه و سلم- سؤال مي كردند ولي من از شر و بدي از او مي پرسيدم از ترس اينكه مبادا دچار آن شوم عرض كردم اي رسول خدا ما در جاهليت و شر بوديم خداوند اين خير را براي ما ارسال داشت آيا بعد از اين خير و هدايت شري خواهد آمد؟ در جواب فرمود: آري. گفتم آيا بعد از آن شر خير خواهد آمد؟ فرمود: بلي ولي در آن نوعي آلودگي وجود دارد. عرض كردم آلودگي آن در چيست؟ فرمود قومي خواهد آمد كه به غير از هدايت من ديگران را راهنمايي مي كند بعضي از مسائلشان معروف و بعضي ديگر از آن منكر است. گفتم آيا بعد از آن خير شري خواهد آمد؟ فرمود:**نَعَمْ دُعَاةٌ عَلَى أَبْوَابِ جَهَنَّمَ مَنْ أَجَابَهُمْ إِلَيْهَا قَذَفُوهُ فِيهَا قُلْتُ يَا رَسُولَ اللَّهِ صِفْهُمْ لَنَا قَالَ هُمْ مِنْ جِلْدَتِنَا وَيَتَكَلَّمُونَ بِأَلْسِنَتِنَا قُلْتُ فَمَا تَأْمُرُنِي إِنْ أَدْرَكَنِي ذَلِكَ قَالَ تَلْزَمُ جَمَاعَةَ الْمُسْلِمِينَ وَإِمَامَهُمْ قُلْتُ فَإِنْ لَمْ يَكُنْ لَهُمْ جَمَاعَةٌ وَلَا إِمَامٌ قَالَ فَاعْتَزِلْ تِلْكَ الْفِرَقَ كُلَّهَا وَلَوْ أَنْ تَعَضَّ بِأَصْلِ شَجَرَةٍ حَتَّى يُدْرِكَكَ الْمَوْتُ وَأَنْتَ عَلَى ذَلِكَ**[10] (بلي دعوتگراني هستند كه بر دروازه هاي جهنم قرار دارند هركس دعوت آنها را بپذيرد او را در آن مي اندازند عرض كردم اي رسول خدا آنها را برايمان توصيف نماييد؟ فرمود: آنها از جنس ما و با زمان ما سخن مي گويند. گفتم اگر آنها را يافتم چه دستوري در آن مورد به من مي دهيد؟ فرمود: با جماعت مسلمين و امامشان باش. گفتم اگر مسلمين جماعت و امام نداشتند؟ فرمود: در آن صورت از همه گروهها و فرقه ها دوري گزين اگر چه لازم باشد بر ريشه درختي گاز بگيريد و تا وقت مردن زندگي را بدين صورت ادامه دهيد.) در روايت ديگر از عبدالله پسر قرط از حذيفه نقل مي كند كه پيامبر- صلي الله عليه و سلم- فرمود:**فَأَنْ تَمُوتَ وَأَنْتَ عَاضٌّ عَلَى جِذْلِ شَجَرَةٍ خَيْرٌ لَكَ مِنْ أَنْ تَتْبَعَ أَحَدًا مِنْهُمْ**[11] (اي حذيفه اگر در حالي كه بر ريشه درختي گاز گرفته اي بميري برايت بهتر از آن است تا از يكي از آنها پيروي كني.)

امام طبري[12] - رحمه الله- مي فرمايد:**انه متي لم يكن للناس امام فافترق الناس احزاباً فلا يتبع احداً في الفرقة و يعتزل الجميع ان استطاع ذلك خشية من الوقوع في الشر…**[13] (حديث دلالت دارد بر اينكه هر زمان مردم امام نداشتند و به احزاب و دسته ها متفرق شده بودند نبايد احدي را در آن هنگام پيروي كرد بلكه بايد در صورت امكان به خاطر ترس از افتادن در شر، از همه آنها دوري گزيد.) حافظ ابن حجر بعد از نقل سخنان طبري مي گويد روايت عبدالرحمن بن قرط كه قبلاً ذكر شد مؤيد سخنان طبري است.

از عوف بن مالك روايت است كه رسول الله- صلي الله عليه و سلم- فرمود:**…وَالَّذِي نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ لَتَفْتَرِقَنَّ أُمَّتِي عَلَى ثَلَاثٍ وَسَبْعِينَ فِرْقَةً وَاحِدَةٌ فِي الْجَنَّةِ وَثِنْتَانِ وَسَبْعُونَ فِي النَّارِ قِيلَ يَا رَسُولَ اللَّهِ مَنْ هُمْ قَالَ الْجَمَاعَةُ**[14] (قسم به آن كسي كه جان محمد- صلي الله عليه و سلم- در دست اوست امت من به هفتاد و سه فرقه تبديل مي شوند كه از مجموع آنها تنها يك فرقه بهشتي و هفتاد و دو فرقه ديگر جهنمي هستند. گفته شد اي رسول خدا آن فرقه چه كساني هستند؟ فرمود جماعت هستند.) در يك روايت ديگر در جواب سؤال كننده فرمود:**ما انا عليه و اصحابي**[15] (آنچه من و اصحابم بر آن قرار داريم.) اين نصوص و نص هاي ديگر جملگي اختلاف و تفرقه و تحزب را به صراحت از اسلام نفي مي كنند و بر حرام بودنش دلالت مي نمايند و صاحبش را به جهنم كه بدترين جايگاهها است تهديد مي كنند و راهنمايي مي كنند كه راه حق و نجات يكي است و آن صراط مستقيم و راه مؤمنان آغازين امت است كه هركس وارد اين راه مستقيم شد و به آن روشنايي و حجت واضح كه بعد از رسول الله- صلي الله عليه و سلم- براي ما باقي مانده است تمسك جست و در راه مؤمنين از اصحاب و تابعين و تابع تابعين كه مسلمان خير القرون هستند قرار گرفت بر حق آشكار و نور يقين قرار گرفته است و در آن صورت كمي رهروان و زيادي گمراهان هلاك شده به او آسيبي نخواهد رساند.


[1] روم 31- 32

[2] آل عمران 105

[3] انعام 159

[4] آل عمران 103

[5] نساء 115

[6] انعام 153

[7] اخرجه احمد و طيالسي و حنسه الباني في مشكاة المصابيح

[8] رواه ابن ماجه و سلسلة الاحاديث الصحيحة

[9] رواه ابو داود

[10] رواه بخاري، مسلم و سلسلة الاحاديث الصحيحة

[11] سنن ابن ماجه، ابوداود و سلسلة الاحاديث الصحيحة

[12] تاريخ تولي 310ه

[13] فتح الباري 13/47

[14] سنن ابن ماجه و سلسلة الاحاديث الصحيحة

[15] طبراني در المعجم الصغير و المعجم الاوسط و حاكم در المستدرك، شيخ علي حلبي در چهل حديث در دعوت آن را حسن دانسته است.
نوشته شده توسط حسینی در دوشنبه دوم فروردین ۱۳۸۹ |