سرخاب و سفیداب (بخش 3 )
• فهرست نام امامان تا 150 سال مي شود آيا اتفاقي که در طول هزاران سال عمر بشر نيفتاد مي توانست در عرض چند نسل بيفتد؟ آن هم با آن شرايط بيسوادي و عدم وجود وسايل ارتباط جمعي؟
• در زمان امامان شيعه مواردي مانند: بيمه، مصرف مواد مخدر، قرصهاي اکستازي، ارتباط تجاري و سياسي با دول مشرک و کافري چون چين و شوروي و کوبا، شبيه سازي و... وجود نداشته. پس آيا بايد سلسله امامان و مفسران دين تا روز قيامت ادامه داشته باشد. و اگر بحث اجتهاد را پيش مي کشيد پس گناه حضرت ابوبكر و حضرت عمر چيست؟
• مطهري به خوبي متوجه اين تناقض (شان حکومتي امام) شده و مي گويد شان اصلي امام، تفسير و توضيح دين و مقام معنوي امام است و شان حکومتي فرع آن است! خوب، اين که مشکلي را حل نمي کند. ما نيز اين سخن را قبول داريم، ولي تمام دعوي بر سر خلافت است و اينکه شما طبق کدامين دليل، معتقد به وجود نص هستيد؟
· تقیه شکن
1- شيعه زيارتنامه عاشورا را منتسب به امام محمد باقر مي داند. از سويي ديگر شيعه رواج تقيه و جواز آنرا متعلق به دوران امام محمد باقر و امام صادق مي داند. اين زيارتنامه مملو از نفرين و لعن (18 بار لعن) به خصوص عليه خلفاي اول و دوم و سوم است آيا چنين چيزي با اصل تقيه در تعارض نيست؟ زيرا اين دو امام به قول شيعه مرتب سفارش به پنهان کاري و عدم درگيري با ديگر فرق مسلمان ميکرده اند. و زيارتنامه نيز چيزي است که به صورت اوراد و اذکار در سفر و حضر و در خانه و در کربلا و مسجد و... خوانده ميشده. پس اين چه سفارشي به تقيه بوده است؟ (مگر اينکه قبول کنيم اين زيارت ساخته و پرداخته غاليان است).
· اشتباه از امام یا از خدا
2- شيعه معتقد است پيامبر اکرم ص نام 12 امام را به ترتيب تا امام زمان بيان کرده اند. امام صادق u فرزند ارشد خود يعني اسماعيل را به عنوان امام معرفي کردند ولي پس از فوت او فرمودند در اين مورد، بداء حاصل شد[1] و پس از آن فرزند سوم خود را معرفي کردند. اين امر باعث پيدايش فرقه ضاله اسماعيليه شد که کردند آنچه کردند. بگذريم. چگونه است که امام صادقu از حديث پيامبر اکرم ص بي اطلاع بوده اند؟
· آیا شرک شاخ و دم دارد؟
3- آنچه در فرهنگ توده شيعه جريان دارد بسيار قويتر است از آنچه نويسندگان شيعه در کتابهايشان مي نويسند. شيعيان يکجا با سوز و گداز اين آيه زيبا را مي خوانند: ﴿`¨Br& Ü=Ågä •sÜôÒßJø9$# #sÎ) çn%tæy ß#ϱõ3tur uäþq¡9$#﴾ و جايي ديگر، همراه با آقاي ذاکر (مداح) فرياد مي زنند: مي خام امشب رو بخونم واستون از سر احساس که چرا هر کي گرفتار ميشه مياد پيش عباس. براستي آيا هنگام گرفتاري طبق آيه قرآن بايد خداوند را صدا زد يا حضرت ابوالفضل را؟ وآيا بايد به سراغ خداوند رفت يا به سراغ حضرت عباس؟ و آيا شرک، شاخ و دم دارد؟ و اگر اينها شرک نيست پس شرک چيست؟
· کودتای نافرجام
4- شيعه اين داستان را قبول دارد که ابوسفيان به حضرت علي u در جريان انتخاب ابوبکر گفت: اگر بخواهي مدينه را از سواره و پياده عليه ابوبکر پر مي کنم ولي حضرت علي به او گفت: برو من نيازي به سواره و پياده تو ندارم. شيعه در جايي ديگر معتقد است که حضرت عليu از برخي افراد خواست تا سر خود را بتراشند و هنگام سحر براي قيام عليه ابوبکر به در خانه ايشان بيايند که اين افراد خلف وعده کردند و... عجيب است شيخ شرف الدين علت عدم اشاره حضرت علي به ماجراي غدير را حفظ و رعايت مصلحت مي داند ولي در اين داستان، حضرت علي از 40 نفر خواسته اند که عليه حکومت شمشير بکشند!!!! و از آن طرف کمک ابوسفيان را رد مي کند!! براستي علت اينهمه تناقضات درهم و برهم چيست؟
· زندانی یا وزیر
5- شيعه مي گويد: حضرت علي 25 سال خانه نشين شدند ولي:
• چگونه است که حداقل دو بار در تاريخ ثبت شده که ايشان دو بار هر بار به مدت يکماه در زمان خلافت حضرت عمر رضي الله عنه جانشين او در مدينه بوده اند؟[2]
• چگونه دخترشان را در زمان خلافت حضرت عمر رضي الله عنه به عقد خليفه در ميآورند؟
• چگونه امام حسن و امام حسين در جنگهاي ايران شرکت داشته اند؟
• ما مي دانيم حضرت عمر رضي الله عنه به هيچ يک از صحابه سرشناس که داراي پايگاه قبيله اي بالا بوده اجازه خروج از مدينه را نمي داده و مي گفته: هر چه در زمان رسول الله در راه اسلام شمشير زده ايد صوابش کافي است. و اين اجازه عدم خروج يا عدم اجازه شرکت در جنگها مختص حضرت علي نبوده است.
• حضرت علي قسم ياد کرده بودند پس از رحلت نبي اکرم تا قرآن را (براي خودشان) جمع نکنند از خانه خارج نشوند.
• شور و نشاط و جنگجويي يک جوان تا سن 30 يا 35 است و ما مي دانيم حضرت علي در زمان رحلت نبي اکرم ص حداکثر 33 سال داشته اند. پس مقايسه و انتظار اينکه ايشان مانند زمان جواني خود از خانه خارج شوند يک قياس باطل و اشتباه است.
· با دو تیر یک نشان
6- شيعه از يکسو ضعف اخلاقي و فساد قدرت و ظلم و ستم پادشاهان ساساني و تبعيضات طبقاتي و... را علت شکست سپاه ایران مي داند و از سوي ديگر مي گويد حضرت ابوبكر و عمر حکومتي خفقان زا و ديکتاتوري داشته اند پس علت پيروزي آنها بر ايران چه بود؟ ضمن اينکه يکي از علل اينکه پيامبر ص بايد حتماً در غدير جانشين معرفي مي کردند را حضور دو ضلع قدرتمند و خطرناک ایران و روم در مرزهاي کشور اسلامي مي دانند ولي شما که مي گوييد دربار ايران رو به انحطاط و ضعف بوده است.
7- به عقيدة شيعه ظهور امام زمان نياز به زمينه سازي و شرايط مناسب دارد، حضرت عليu بايد خليفه بلافصل پيامبرص مي شد هر چند زمينه فرهنگي اعراب، سن پيرمردها را براي رهبري قبول مي کرد و هر چند حضرت علي سران و جنگجويان بسياري از قبايل را از دم تيغ گذرانده بود.
8- به سخن نگاه کن نه به گوينده (حضرت علي) / علم را فرابگير حتي از منافق (حضرت علي)/ واعظ شيعه: فقط سخنان و عقايد ما حق است و فقط سخنان مرا بشنويد و فقط كتابهايي خاص مورد تاييد است و فقط بايد پيرو آقا بود.
9- شفاعت (با مفهومي و معناي وسيعي كه نزد شيعه به عنوان اصل دارد و نه با معناي واقعي آن كه امري فرعي و استثنايي است) با اين سخن نبي اكرم در تضاد كامل است: اي فاطمه، كار كن و كار كن، فكر نكن من مي توانم براي تو كاري كنم، هر كاري كردي خودت براي خودت كرده اي[3].
10- ﴿Ó£JptC ãAqß• «!$# 4 tûïÏ%©!$#ur ÿ¼çmyètB âä!#£Ï©r& n?tã Í$¤ÿä3ø9$# âä!$uHxqâ öNæhuZ÷t/﴾ تمام اصحاب به جز سه نفر پس از پيامبر اكرم مرتد شدند: آيا اينها تناقض نيست؟
11- الف: اختلافات بعدي در امت اسلام به خاطر عملكرد نادرست خلفاي سه گانه بوده است. ب: تمام فرق و مذاهب اسلامي با وجود تشتت آراء در اعتقاد به قرآن و صحت آن متفق القولند. و حسب تواتر قطعي موجود در تاريخ اين حضرت ابوبكر و عمر و عثمان بودند كه قرآن را جمع آوري و از خطر تحريف و پراكندگي نجات دادند.
12- اگر امامت با بيعت منعقد نمي شود چرا مي گوييد: در غدير خم با علي بيعت كردند؟ و اگر با بيعت منعقد مي شود چرا حضرت علي از مردم كوفه براي امام حسن، بيعت نگرفتند؟ و حتي در پاسخ به آنها مي فرمايد: خود دانيد خواستيد با حسن بيعت كنيد نخواستيد نكنيد!!
13- طبق نص صريح آيات قرآن بايد رفتار پيامبر ص براي مسلمين الگو باشد اكنون ببينيم با عقايد شيعه مي توان چنين كرد:- پيامبر ص ديگران را به كرات به رعايت عدالت به خصوص بين همسران و فرزندان خود سفارش كرده اند ولي خودشان نعوذ بالله خلاف اين عمل كرده و دو تا از دخترانشان را به ازدواج بدترين آدم (اول پسران ابولهب و سپس: عثمان) و ديگري را به ازدواج بهترين انسان (علي) در مي آورند! اكنون من به عنوان پيرو بايد در مورد فرزندانم پارتي بازي كنم يا عدالت؟/ پيامبر اكرم ص مرتباً ديگران را سفارش به انتخاب دوست خوب و با ايمان و نشست و برخاست با صالحين كرده اند ولي خودشان بر خلاف اين هميشه با بدترين و ظالمترين!! انسانها همسفر و مونس و همدم و يار و همراه بوده اند و حتي با آنها نسبت خانوادگي برقرار مي كرده اند!! (حضرت عمر و ابوبكر و عثمان و ساير اصحابي كه به قول شيعه پس از رحلت نبي اكرم مرتد شدند!) اكنون من به عنوان يك پيرو طبق سخن پيامبر ص عمل كنم يا طبق عمل ايشان؟! آري، اگر طبق عقائد منحرف و ضاله غاليان و احمقها بروي به جايي نمي رسي و مسلماً پيامبر عزيز ما و خاندان با معرفت و بزرگوار ايشان ميان حرف و عملشان هيچ تضاد و تفاوتي نبوده است و نفاق و دورويي كار كساني است كه تمامي شئونات آنها با مصلحت و تقيه و توريه طي مي شود.
14- محقق شيعه در مقام جدل سئوال مي كند: اگر حق با علي بود پس حضرت عمر و ابوبكر باطل بودند، من بر همين مبنا سئوال مي كنم: آيا پيامبر اكرم ص جامعه عرب را در زمان رحلت خود از نظر فرهنگي و اخلاقي ساخته بود يا نه؟ اگر بگويي: بله، مي پرسم: پس چگونه جامعه خوب دست به انتخاب بد زد؟ و فرد خوب را رها كرد! و اگر بگويي: نه، مي پرسم: چرا از جامعه بد، انتظار داري دست به انتخاب خوب بزند؟ و گناه فرد منتخب چيست؟ مگر حضرت علي u نمي گويد: هر ملتي ناچار از داشتن اميريست حتي ستمگر. و چگونه انتظار داري اسلام، ديني انسان ساز باشد وقتي پيامبرش به زنده بودنش نتوانست مردم و حتي نزديكان خود را هدايت كند! و اگر بگويي: نميتوان درباره همه جامعه اينگونه قضاوت كرد و افراد يك جامعه در طيفهاي متفاوتي قرار دارند. من مي پرسم: پس چگونه است كه فرد منتخب توسط همين طيفهاي متفاوت در يك طيف كاملاً باطل قرار ميگيرد؟!!! نگاه كنيد هر پاسخي بدهيد دچار تناقض مي شويد. زيرا سئوال غير منطقي و پاسخهاي غير منطقي تر، راهي جز تناقض در پيش رو ندارد.
15- اولي: چرا تا پيامبر ص زنده بود كسي مخالفتي نكرد ولي به محض رحلت پيامبرص ناگهان همه در سقيفه جمع شده و از فرامين آن حضرت، سرپيچي كردند؟ دومي: تا پيامبرص زنده بود كسي جرات مخالفت نداشت ولي به محض رحلت ايشان، حسدهاي ديرين مجال بروز يافت. اولي: آنها كه هميشه مطيع محض فرامين پيامبر ص و دستورات الهي بودند. پس چرا در اين يك مورد خاص، مخالفت كردند؟ دومي: نخير، شيخ شرفالدين در كتاب خود، دهها مورد از تخلفات آنها در زمان حيات پيامبر ص را آورده است !!! اولي: لطفاً ميشود تكليف ما را روشن كنيد: آنها با رحلت پيامبر، جرات مخالفت پيدا كردند يا در زمان حيات ايشان هم جرات مخالفت داشتند و مخالفت ميکردند!!!!
16- شيعه پاسخ بسياري از شبهات دوران خلفاء را در قالب كلمات مصلحت يا تقيه بيان ميكند. ممكن است روابط و مناسبات في مابين حضرت علي u و خلفاء را حمل بر اين دو كلمه كرد ولي در مورد پيامبر چه مي گوييد؟ زيرا او با تمام خانوادهاش (قبيله قريش) درگيري ايجاد كرد و هيچ رعايت مصلحت هم نكرد! از همه آنها بريد و به مدينه رفت و رعايت مصلحت نكرد! با اينكه در مكه در ضعف و اقليت هم بود! يا چرا حضرت علي در مورد معاويه بنا بر توصيه ابن عباس رعايت مصلحت نکرد تا در زمان مناسب او را بركنار کند؟
· کاسهی داغتر از آش
17- اولي: آيا پيامبر ص در گرماي غدير مردم را نگهداشت كه بگويد: علي را دوست داشته باشيد؟ دومي: ولي عجيب است كه پيامبر اكرم 120 هزار نفر مسلمان را به قول شما در آن گرماي زياد نگهداشت تا موضوع خلافت حضرت علي u را اعلام كند ولي با تمام اين مقدمات و... وقتي موقع بيان اصل مطلب فرا مي رسد از كلمه اي براي بيان اين موضوع مهم استفاده مي كنند كه داراي 27 معني مختلف است. براستي پيامبر در ابلاغ و تفسير كدام يك از آيات الهي در پرده و به كنايه سخن گفتند كه اين بار دومشان بوده باشد؟ آن هم موضوع به اين مهمي!! و اگر اينچنين نيست پس اين اختلاف ناشي از چيست؟
1. آخرين روزهاي حيات پيامبر اكرم، اولين ها در اسلام! (حسب عقيده شيعه):
1- پيامبر اكرم براي اولين بار در طول عمر گهربار خود در ابلاغ يك آيه (آیه ابلاغ) دچار شك و ترديد و ترس از مردم مي شوند!!!
2- پيامبر ص براي اولين بار پيام خدا را در پرده اي از ابهام و با كلمه اي كه داراي 27 معني متفاوت است بيان مي كنند.
3- پيامبر ص براي اولين بار و با وجود اينكه قرآن ايشان را امي (بيسواد) معرفي كرده، درخواست قلم و كاغذ مي كنند تا چيزي بنويسند كه مردم تا قيامت گمراه نشوند.
4- حضرت عمر براي اولين بار مي تواند نقطه نظراتش را به كرسي بنشاند.
5- پيامبري که قبل از آن مي گفت: اگر مي دانستم بيش از هفتاد بار طلب آمرزش براي منافقين موثر است چنين مي کردم براي اولين بار لعن و نفرين مي کنند آن هم نزديكترين مسلمانان به خودش را!! (در صورتيکه پيش ازاين خداوند، پيامبر را در حادثه بئر معونه از لعن و نفرين حتي قاتلين مسلمانها منع کرده بود).
6- براي اولين بار در تمامي تاريخ بشري در فاصله بين 2 ساعت ياران از جان گذشته تبديل مي شوند به مرتد و ظالم و ياور غاصب!!!
· شیعه یا خوارج
18- سلطان الواعظين در كتاب شبهاي پيشاور[4] مكرر به اين نكته اشاره مي كند كه تمامي كين توزيها از جانب سني هاست و شيعه هيچ تحريكي در طول تاريخ انجام نداده است. براستي براي انسان، جاي تعجب است چه كساني از صبح تا شب (حتي در اماكن مقدس در عربستان) در حال خواندن زيارت جعلي عاشورا و لعن خلفاي آنها هستند؟ چه كساني همه ساله در عيدالزهرا عمر كشان راه مي اندازند. چه كساني ورد زبان صبح تا شبشان لعنت بر عمر است؟ براستي اگر جماعتي حضرت علي را لعن كنند رفتار شيعه با آنها چگونه است؟ و آيا شيعيان حاضر به ايجاد وحدت با خوارج هستند؟ پس باز مي فهميم كه چقدر سني ها خوب هستند.
· علی و مشارکت در ظلم
19- حضرت علي u مي فرمايند: كمك به ظالم مانند شركت در ظلم اوست و... چرا حضرت علي u دو بار هر بار به مدت يکماه جانشين حضرت عمر در مدينه مي شوند؟ تا حضرت عمر به شام و فلسطين سرکشي کند. چرا عمار ياسر و سلمان فارسي در زمان خلفاء، حاكم كوفه و مدائن مي شوند؟! چرا حضرت علي u آنقدر به حضرت عمر مشورت مي دهد كه فقط حضرت عمر 70 بار گفته: «لولا علي لهلك عمر»؟! چرا فرزندانش حسن و حسين را براي دفاع از حضرت عثمان مي فرستد؟! و چرا پس از قتل حضرت عثمان وقتي مردم براي بيعت با ايشان هجوم مي آورند ميفرمايد: من وزير و مشاور باشم براي شما بهتر است تا امير (يعني در اين 25 سال مشاور بودهام) (البته تنها و به قول خود شيعه امام رضاu در رابطه با پذيرش ولايتعهدي فرموده اند بين كشته شدن و اينكار مخير شدم و يعني به طور كلي ايشان با اجبار وادار به اينكار شدند ولي حضرت علي و ديگران در مصاديق فوق، اجباري نداشته اند)؟!
· کودتاگران بی اطلاع!
20- مي گويند: حضرت عمر و ابوبكر در جريان سقيفه (توطئه، كودتا، دسيسه و... كرده اند) ولي ما در تمامي كتب تاريخ ميخوانيم كه به آن دو نفر خبر مي رسد كه انصار در سقيفه براي انتخاب خليفه جمع شده اند و آن دو نفر نيز با سرعت خود را به آن محل مي رسانند اين چه توطئه اي بوده كه خود آنها هم از آن، بيخبر بوده اند؟ (ايکاش مردم ما با شنيدن هر سخني، اندکي به سلولهاي خاکستري مغز خود فشار وارد مي کردند!! و سريع هر حرفي را قبول نمي کردند)
· یک سوراخ و دو نیش
21- مگر پيامبر ص نفرموده اند: آدم عاقل و يا مومن از يك سوراخ دوبار گزيده نميشود؟ چگونه است كه حضرت علي ص با وجود پيمان شكني (در غدیر خم، البته بنا به زعم شیعه) باز هم 25 سال بعد حاضر ميشوند با مردم بيعت كنند؟ ( كه باز مي بينيم طلحه و زبير و خوارج و... پيمان شكني كردند) و آن حضرت با چه اعتمادي بيعت كردند؟ و چرا در گله و شكايت خود از بيعت شكنان در کوفه به اين نكته اشاره نمي كنند كه اين كار امروز و بار اول شما نيست و شما در اينگونه امور سابقه داريد؟[5]
2. اهداف و نيات پليد و شوم حضرت عمر و ابوبكر از به دست گرفتن قدرت چه بوده است؟
–چپاول بيت المال و ساختن كاخهاي سر به فلك كشيده و خريدن غلامان و كنيزكان و پوشيدن لباسهاي فاخر و خوردن غذاهاي لذيذ!!! (همان کاري که اکثر مسئولين حداقل در انديشه آنند).
–اعطاي حكومت ولايات به پسران و برادران و نزديكان قبيله خود!!! (همان باند بازي خودمان)
–اعطاي منصب خلافت به فرزند يا اقوام خود (براي پس از خود)[6].
–اجرا نكردن حدود الهي بر نزديكان خود!!! (همان پارتي بازي خودمان).
–عدم جمع آوري قرآن و سعي در نابودي و يا تحريف آن!!! (همان کاري که دارد اتفاق ميافتد).
–بسط و گسترش ندادن اسلام به كشورهاي همسايه!!! (همان کاري که در زمان ما عکسش اتفاق افتاد و مي بينيم آمريکا دور تا دور ايران را در پنجه خود گرفته).
–گوش نكردن به مشورتها و نصايح افرادي چون: حضرت علي u!!! (کدام يک از ما حتي به يک حديث علي عمل کرده ايم؟)[7].
–نداشتن خطر جاني و كشته نشدن در اين مقام و منصب!!! (همان محافظها و بادي گاردها و...)
–از ترس جانم مي ترسم ادامه دهم!!!
–در حيله گر بودن و کتمان حق کردن و تعصب وعاظ و نويسندگان، همين بس که حتي يک نفر از شيعيان نمي دانند حضرت عمر، داماد حضرت علي و پدر زن رسول خدا بوده است! يعني چيزهايي که قطعي و حتمي است ولي دري که ميگويند حضرت عمر به پهلوي فاطمه زد و در هيچ کتاب غير شيعي نيامده را همه مي دانند. يعني يک چيز دروغ غير قطعي. پس به من حق بدهيد که در دروغ بودن ساير سخنان و عقايد شما نيز شک کنم.
– مؤمنان کافر!
22- از يکي از حضرات پرسيدم: مگر طبق صريح آيات قرآن، خداوند نفرموده: از کسانيکه هجرت کردند و در جنگ بدر حاضر بودند و در بيعت رضوان حضور داشتند خدا راضي است[8] و بهشت را بر آنها وعده داده و حضرت عمر و ابوبکر نيز در تمام اين موارد حضور، آن هم حضور حساس و سرنوشت ساز داشته اند؟ ايشان پاسخ دادند: خداوند مي گويد: مومنين و آنها مومن نبودند. من پاسخ دادم: چه بي ايماني جالبي که به پيامبر دختر مي دهد تمام اموالش را در راه اسلام خرج ميکند در خطرات و سختي هاي هجرت، تنها همراه پيامبر است و... ايشان باز هم گفتند: به هر حال، ايمان نداشته اند!! من گفتم: آيا قبول داريد که بهترين تفسير قرآن، تفسير آيه به آيه است. گفتند: بله، گفتم: مگر در قرآن نيامده که مومنان بايد از مومنان دوست بگيرند و فقط با مومنان رفت و آمد داشته باشند. چطور تاريخ را که مي خواني نام حضرت عمر و ابوبکر و علي و عمار ياسر را همه جا در کنار نام پيامبر مي بيني؟ مگر در قرآن نيامده که فقط مومنين حق تعمير و آباداني مساجد را دارند چطور پيامبر به ابوبکر اجازه مي دهند که زمين مسجد بخرد و برده هاي تازه مسلمان شده را از جيب خودش در راه خدا بخرد و آزاد کند و هزينه جنگها (به خصوص جنگ تبوک) را بدهد و در اين جنگ علمدار هم باشد و چطور پيامبرص يک نفر بي ايمان را سال قبل از آن، امير حجاج مومن کرد و در آخرين روزهاي حياتش امام جماعت مسجد؟ و... و چطور در ابتدای آیه ای می فرمايد: ﴿$pkr'¯»t tûïÏ%©!$# (#qãZtB#uä w (#þqãèsùös? öNä3s?ºuqô¹r&...﴾[9] و شما می گویید: منظور عمر و ابوبکر بوده اند در صورتيكه در ابتداي آيه به مومنان خطاب شده. فبهت الذي کفر.
· پیامبر در کنار گمراهان!
23- من از کار پيامبر ص در عجبم!! آقايان علماي ما باهوشند و زيرک و با مطالعه کتب تاريخي متعدد و احاديث بحارالانوار و کتاب سليم ابن قيس، متوجه بد بودن و منافق بودن و ظالم بودن و خيانتکار بودن برخي از صحابه شدند. آن عرب بيچاره بدوي جاهلي بيسواد ساده دل که اين چيزها را نمي دانسته، چرا پيامبر ص آنها را (نعوذبالله) فريب داد و اينقدر حضرت عمر و ابوبکر را به خود نزديک کرد؟ تا جايي که گاه، غريبه ها بين تشخيص پيامبر ص و ابوبکر دچار اشتباه مي شدند، دختر آنها را به زني مي گرفت به آنها دختر مي داد، آنها را طرف شور و مشورت خود قرار داده و.... حسب نگاه شما شخص پيامبر ص با اتخاذ چنين روشي نعوذبالله اولين کسي بود که موجبات گمراهي امت خود و ايجاد اطمينان در آنها نسبت به حضرت عمر و ابوبکر را فراهم نمودند! اكنون با عنايت به اين نکته که شما پيامبر اكرم را داراي علم غيب و معصوم از هر خطايي مي دانيد، آيا يافتن پاسخ براي سئوال من بسيار دشوار و غير ممكن نمي شود؟
· اختراع بزرگ صفویان
24- از کارهاي بسيار جالب و ديدني پتروشيمي صفويه اين است که تبصره را اصل مي کند و اصل را حذف!!! در قرآن، ملاک رستگاري در: عمل خوب و ايمان به خداست، ولي در پتروشيمي صفويه اصل را در شفاعت نشان مي دهند در حاليکه شفاعت، تبصره اي بيش نيست! اصل بر عمل توام با تعقل و تفکر است ولي اينجا اصل را در دعاي توام با نذر و نياز مي دانند! اصل بر انتخاب توام با تحقيق و تعقل است ولي اينجا اصل را پيروي همراه با تقليد و تعبد نشان مي دهند و کسي چه ميداند با اين روال شايد خداوندي که اصل را در روز قيامت بر رحمت و بخشايش خود قرار داده به تبصره رجوع کرده و در روز قيامت، آقايان را روانه جهنم کند، ان شاء الله.
· آتش در خانه وحی
25- يکي از جملات تکراري و بسيار خنده آور نويسندگان شيعه اين است که با آه و ناله ميگويند که اي واي، دار و دسته ابوبکر پس از رحلت نبي اکرم به خانه وحي حمله کردند و خانه وحي را به آتش كشيدند و حرمت خانه وحي را ريختند در حاليکه ما مي دانيم بدن مطهر پيامبر اکرمص در خانه عايشهل (يعني دختر ابوبکر) بوده و در همانجا نيز به خاک سپرده شده است!!! و همه از جمله حضرت فاطمه و علي در اتاق عايشه بوده اند و عايشه نيز اختيار اتاقش را داشته كه درش را بروي هر كس مي خواهد ببندد و يا باز كند (گر چه در جاي خودش ثابت ميكنيم اتاقهاي آن دوره دربي نداشته و فقط يك پارچه جلوي آن آويزان بوده است!!!)
· از طلا شدن پشیمانیم
26- حضرت عمر ادعاي صدور اسلام را نداشت ولي ظرف مدت فقط 10 سال، اسلام را به تمام جهان متمدن آن روز صادر کرد به نحوي که 1400 سال تا زمان ما دوام آورده. آقايان نيز با ادعاي صدور اسلام به جهان، خونها به زمين ريخته و ميلياردها دلار از ذخاير کشور را بر باد فنا داده و در عوض نه تنها اسلام را صادر نكردند و نه تنها بدترين چهره را از اسلام در جهان ترسيم کردند بلکه کم کم داريم به جايي ميرسيم که اسلام حتي در داخل کشور نيز دستخوش تحريف و نابودي قرار گرفته است!! و زبان حال انسانهاي دلسوخته اين مرز و بوم نيز اينچنين است:
از طلا گشتن پشيمان گشته ايم مرحمت فرموده ما را مس کنيد.
· پاسخ علی گوش شنوا ندارد
27- يكي از آقايان با خشم، سئوال مي كرد: چرا حضرت عمر، معاويه را در شام پرو بال داد؟ من به او گفتم: برادر عزيز، اتفاقاً حضرت عثمان نيز همين سئوال شما را از حضرت علي مي پرسد آيا شما پاسخ حضرتعلي u را قبول داريد يا نه؟ آن شخص جواب نداد (مطمئن باشيد حتي اگر حضرت علي زنده هم شود، اين آقايان زير بار حرف حق نمي روند) من ادامه دادم: حضرت علي به عثمان پاسخ مي دهند:" مگر تو نمي داني كه معاويه از يرفا غلام حضرت عمر، بيشتر از خود عمر مي ترسيد؟ " و آن دوست عزيز همچنان به من نگاه مي كرد!!
· اگر علی از قبر برخیزد!
28- حضرت علي u ـ يعني امامي كه شيعه مقام او را بالاتر از همه امامان حتي امام حسين مي داند ـ در زمان حيات و خلافتش مردم شهر انبار را كه دنبال ايشان فقط راه افتاده بودند سرزنش ميكند و مي فرمايد: چه زشت است رنجي كه پايانش آتش دوزخ است!!! آنگاه افرادي مثل من بايد با روحانيون (عوام كه جاي خود دارد) بر سر تحريم قمه زني بحث و جدل كنيم!! يعني كوبيدن با شمشير به فرق سر در سوگ و حب امام حسين!! خدا وكيلي با روشي كه از حضرت علي سراغ داريم اگر ايشان يا امام حسين زنده ميشدند به ما چه مي گفتند؟
· یک سوزن بخود
29- دوستي مي گفت: اين مطالب كه به نفع شيعه است در كتب اهل سنت هم نوشته شده. به او گفتم: آيا تمام مطالبي كه در كتب شيعه وجود دارد صحيح و درست است؟ گفت: نه حتي در كتب قديمي و معتبري مانند اصول كافي نيز روايات دروغ و جعلي وجود دارد. گفتم: پس چرا كتب اهل سنت بايد از اين عيب مبرا باشد. گفت: زيرا اين مطالب به نفع ما و به ضرر آنهاست. گفتم: مگر آنها دشمن علي هستند يا ايشان را قبول ندارند؟ و در اينجا دوستم به فكر فرو رفت.
30- آقاي تيجاني در كتب گرانقدر و علمي خود!!! به ابوبكر تاخته اند كه چرا مرتدين را كشته است و ميگويد: ابوبكر طبق حديث پيامبر اكرم، حق نداشته گويندة لااله الا الله را بكشد ولي عجيب است كه اين محقق گرانقدر فراموش كرده كه حضرت علي در يكروز 4000 نفر عابد متقي حافظ قرآن را از دم تيغ گذراند فقط براي اينكه نخواست براي حفظ ظاهر هم كه شده يك كلمه توبه كند! براستي اگر بنا بر گرفتن ايراد باشد دست چه كساني پرتر است؟[10]
31- يكي از دوستانم به عقايد من مرتب ايراد مي گرفت. روزي به او گفتم: آيا تو ميتواني بدون استفاده از روايات تاريخي حتي نيم آيه از قرآن در تاييد عقايدت بياوري؟ گفت: نه، گفتم: روحانيون ميگويند در هر علمي بايد به خبره آن علم رجوع كرد و در علوم فقهي به رسالهها رجوع كرد و... ما ميدانيم كه قبلاً در حوزهها حتي يك واحد تاريخ تدريس نمي شده شما يك استاد تاريخ از دانشگاه بياور تا من با او بحث كنم. جالب است كه بدانيد سالها از اين مباحثه مي گذرد ولي دوستم هنوز موفق به پيدا كردن آن استاد تاريخ نشده است!!!
32- مذهبيون در ايران مرتباً دعايي را مي خوانند از اين قرار: اللهم أصلح كل فاسد من أمور المسلمين: خداوندا، اصلاح كن در امر فاسدي از امور مسلمين را. چرا در عمل اگر كسي قصد كوچكترين اصلاحي را آنهم فقط در حد حرف و سخن را داشته باشد سرو كارش با كرام الكاتبين مي شود. ﴿ÞOn=÷èuyur tûïÏ%©!$# (#þqßJn=sß £r& 5=n=s)ZãB tbqç7Î=s)Zt ÇËËÐÈ ﴾. (شعراء: 227).
33- شما طبق حديثي مي گوييد: علي خير البشر (علي بهترين بشر است. البته در اينكه حضرت علي فردي بسيار والا با كمالاتي بي حد بوده اند شكي نيست ولي چرا ما بايد مقام نبي اكرم و ساير پيامبران الهي را پايين بياوريم؟ و اگر اينها غلو نيست پس غلو چيست؟) در قرآن كريم خطاب به نبي اكرم آمده: ﴿ö@è% !$yJ¯RÎ) O$tRr& ×|³o0 ö/ä3è=÷WÏiB﴾: بگو من نيز بشري مانند شما هستم. پس چرا پيامبرص به جای بشر خير بشر نبوده اند؟ يعني چرا خداوند نفرمود: بگو من بهترين بشر هستم!!
34- چرا شيعه در سه قرن اول هجري، اجتهاد را باطل مي دانست (و آنرا فقط در حوزه صلاحيت معصوم ميدانست) ولي پس از آن، باب اجتهاد را يكسره در فقه باز كرد؟
35- مردي از حضرت علي قبل از جنگ جمل مي پرسد: آيا امكان دارد طلحه و زبير و عايشه بر باطل باشند؟ حضرت علي به او مي فرمايند: تو اشتباه كردي از آنجا كه فكر مي كني افراد، ملاك تشخيص حق و باطلند. ولي حق و باطل را ملاكي است كه افراد با آن سنجيده مي شوند. سئوال:
- چرا حضرت علي در پاسخ به اين مرد، نمي فرمايند: علي مع الحق و الحق مع علي؟!!!!!
- چرا در اين حديث (علي مع الحق) بر خلاف عقيده حضرت علي ايشان ملاك حق معرفي شده اند؟ (ولي شيعه قصد دارد از اين حديث برداشت معناي عصمت بدون احتمال ذره اي خطا بدهد كه البته فقط خداوند اينگونه است).
- چگونه شخص پرسشگر از اين حديث (علي مع الحق) بسيار مهم و معروف بي خبر بوده است؟ كه سئوال مي كند حق با كيست؟[11]
36- پيامبر اكرم دو دعا را مرتب مي خوانده اند: «ربنا لا تكلنا إلي أنفسنا طرفة عين أبدا»: خدايا، مرا حتي براي يك لحظه به خود وامگذار. و ديگر اين دعا: خدايا بر حيرت من بيفزا. اكنون بيان بفرماييد: چرا دعاي اول با اعتقاد به عصمت تكويني (يعني عدم امكان ذاتي و سرشتي حتي خطا و اشتباه) در خصوص نبياكرم و مورد دوم با داشتن علم غيب در تضاد است؟ (كسي كه از همه چيز و همه جا با خبر است از چه چيز بايد در حيرت باشد!!)
37- آيا اين جمله كه: لا موثر في الوجود الا الله يعني كسي جز خدا نميتواند در اين مسائل تأثيري داشته باشد با اعتقادات شما به توسل و وساطت تضادي وجود ندارد؟ و همچنين آيات بيشماري مانند: ﴿`¨Br& Ü=Ågä •sÜôÒßJø9$# #sÎ) çn%tæy ß#ϱõ3tur uäþq¡9$# ö...﴾.
38- آيا توحيد كه هدف اصلي است بين اينهمه قبر و مقبره و دعا و زيارتنامه و مرشد و شيخ و مجتهد و خرافه و تعصب گم نمي شود؟
39- علت رواج و قرائت روز و شب زيارت عاشورا كه در آن 18 بار كلمه لعن بكار رفته چيست؟ اين روايت، خبر واحد است و فقط از سه طريق، روايت شده كه در دو طريق آن، اسامي افراد غالي وجود دارد و طريق سوم نيز يك نفر مشكوك به غلو در سلسله روات وجود دارد؟ آيا لعن، روش خدا و پيامبر ص و ائمه بوده است؟ (در ابتداي زيارت كه راوي از قول امام باقر ميگويد: ثواب قرائت اين زيارت هزار هزار حج و هزار و هزار شهيد و... است انديشه هاي غلو به خوبي موج مي زند) و چگونه است كه پيامبري كه فرموده: من برانگيخته نشدهام لعن كننده بلكه دعوتي دارم همراه با رحمت (إني لم أبعث لعانا... ) چگونه اين حديث به قول شما قدسي را نقل مي كند كه در آن 18 بار نزديكترين و وفادارترين ياران خود را لعنت كرده است!!! و چگونه است كه علي در نبرد صفين به ياران خود ميگويد به سپاهيان شام توهين نكنيد و چرا در قرآن آمده كه به خدايان كافران توهين نكنيد و چرا و چرا و چرا؟
40- شما مي گوييد: اين زيارت، حديث قدسي است و از طريق پيامبر ص به حضرت علي و سپس بقيه امامان، منتقل شده است. چرا با وجود تصريح به نام ابن زياد در اين زيارت، حضرت علي به پدر او سمتها و اختيارات فراواني در حكومت خويش دادهاند؟
41- لطفاً روند تدريجي شكل گرفتن نيابت خاصه به نيابت عامه و پس از آن ولايت فقيه و در نهايت ولايت مطلقه فقيه را در ادوار مختلف تاريخي بيان بفرماييد؟ و اعمالي كه طرفداران اين نوع ديكتاتوري با مخالفان و منقدان و مصلحان انجام مي دهد را تشريح و توجيه كنيد!!
42- علت تشابه فكري و حتي ظاهري بسيار فراوان، ميان خوارج با افراد مصطلح به حزب اللهي و گروه كاوه و ابوذر و... در ايران، چيست؟
43- علت تشابهات حيرت انگيز، ميان فريسيان و روحانيون يهود با حزب اللهي ها و روحانيون در چيست؟[12]
44- اگر خلافت، به قول شما غصب نمی شد که کار به غیب شدن امام زمان نمی کشید برای این تناقض چه سفسطه ای را بیان می کنید؟
45- چرا اهل سنت، امت واحدند و حتي 4 گروه آنها پيرو 4 مجتهدند (يعني اينكه با هم اختلاف عقيدتي ندارند بلكه فقط اختلاف فقهي دارند مانند پيروان دو مجتهد در شيعه) ولي شيعه پس از قتل عثمان، تا كنون به هزار و يك فرقه تقسيم شده و هزار و يك دروغ و خرافه و هزار و يك تفرقه و دشمني با ساير مسلمين؟
46- در فرهنگ گذشته شيعه، اعتقاد به تحريف قرآن و حذف نام علي از آيات قرآن و ولايت مطلقه امامان بر زمين و زمان و مشاركت آنها در اداره خلقت با خداوند و... به شدت و عمق هر چه تمامتر، وجود داشته كه البته اكنون، بسيار كمرنگ شده. اكنون، چه تضميني وجود دارد كه ساير اعتقادات شما درست باشد؟ و به مرور زمان کمرنگ نشود.
47- چرا اهل سنت در اين 14 قرن هر گونه انديشه اي را در خودش جذب كرد و به نوعي اصلاح كرد و پذيرفت (مانند عقايد اشاعره و معتزله و... ) ولي نتوانسته با شيعه كنار بيايد؟[13] آيا اين به خاطر آن نيست كه عقايد شيعه در تضاد كامل با دو اصل اساسي اسلام يعني توحيد و سنت است (زيرا دشمني شيعه با اصحاب است و سنت رسول الله از طريق همين اصحاب و با جانفشاني آنها دست به دست گشته و به ما رسيده است).
48- آيا عزاداري (به اين شيوه) نوعي اعتراض به خداوند نيست؟ و اينگونه عزاداري چه جايگاهي در سنت نبوي و علوي داشته است؟ و مگر نه اينكه پيامبران اصلاً آمدند تا با مراسمات و آداب و رسوم خرافي مبارزه كنند؟
49- ساختن و آباداني قبور، چه جايگاهي در سنت نبوي و علوي داشته است؟
50- خداوند در يكصد آيه از قرآن كريم از اصحاب پيامبرص، تمجيد كرده است ولي شيعه معتقد است همه اصحاب، به جز سه يا پنج نفر پس از نبي اكرم مرتد شدند، تكليف چيست؟
51- چرا ام كلثوم با قاتل مادرش فاطمه (يعني حضرت عمر) حاضر به ازدواج شد؟ (در كافي حديث صريحي در تاييد اين كه ام كلثوم، دختر علي همسر عمر، بوده است وجود دارد)
52- چرا در تاريخ يعقوبي (شيعه) مي خوانيم كه پيامبرص در گوش محسن، اذان گفت و اين نام را براي او انتخاب كرد و او در خردسالي بر اثر بيماري درگذشت؟ (شما مي گوييد: حضرت عمر يا قنفذ قاتل او بوده اند!!!!)
53- چرا خرافات هندي و عراقي و اسرايليات يهودي و خرافات يهودي و مسيحي در فرهنگ ايراني شدت و نمود بيشتري دارد تا در فرهنگ اهل سنت؟ آيا اين به خاطر زمينه مستعد و روحيه زودباور ايراني ها نيست؟
54- بيشترين ظلم و ستم در تاريخ، نسبت به اهل بيت از جانب مدعيان تشيع بوده است، امام حسين را همان مردم كوفه كه هميشه دم از حب اهل بيت مي زدند كشتند. حضرت علي توسط يكي از افراد سپاه خودش و شيعيان خيلي تندرو خودش، شهيد شد. و.. پس شيعه به چه كسي معترض است؟
55- يكي از اعتراضات مكرر شما بر اهل سنت اين است كه قرآن در كنار امام بايد فهميده شود و قرآن به تنهايي قابل فهم نيست. سئوال اينجاست: اكنون كه امامي در قيد حيات نيست قاعدتاً بايد به احاديث اين امامان رجوع كنيم. معتبرترين و قديمي ترين كتاب شيعه در اين زمينه اصول كافي است. ولي علامه برقعي (مجتهد شيعه) كتابي نوشته به نام بت شكن و در اين كتاب اكثر احاديث كافي را (حتي با استناد به نظرات مجلسي خرافي) مخالف قرآن و يا از نظر سلسله روات ضعيف و ناموثق تشخيص داده است پس تكليف، چيست؟ همچنين مسائل مستحدثه روزافزون كه در احاديث نيست را چه بايد كرد؟
56- آيا بين امامت منصوص با خاتميت، تعارض جدي وجود ندارد؟ با عنايت به اينكه شيعه مقام امامت را بالاتر از نبوت مي داند آيا اين تعارض شديدتر نميشود؟ اگر هم مي گوييد: به خاطر عدم آمادگي مردم، لازم بوده امامت امتداد رسالت باشد چرا خداوند مثل هزاران سال قبل، نبي نفرستاد؟ و چرا پس از حضرت عيسي تا رسالت حضرت محمد ص يك دوره 600 ساله بدون حتي يك پيامبر و يا امام داريم كه نه زمين به آسمان مي آيد و نه آسمان به زمين. پس امان زمين و زمان در آن دوران، كه بوده؟! و همچنين: هادي مردم؟ در آخر: چرا حتي همين امامت كه 240 سال طول كشيد هم جواب نداد؟
57- بسياري از آيات قرآن، مخالف وجود علم غيب در انسان است، پاسخ شما چيست؟ (مثل اعراف/188).
58- دهها آيه قرآن، مي گويد: اي پيامبر، به مردم بگو من مزد و اجر رسالت از شما نمي خواهم اگر خلافت به صورت موروثي در خاندان دختر ايشان باشد و فدك را نيز به ايشان داده باشند تكليف اين آيات چه مي شود؟
59- لطفاً نقش خواجه نصير الدين طوسي شيعه را در حمله هولاكو خان مغول به بغداد و كشتار يك ميليون نفر از مسلمانان آنجا را بيان نماييد؟
60- تمامي آياتي كه در آن كلمه منافق و منافقين آمده مربوط به ده سال آخر اقامت پيامبرص در مدينه بوده و در آيات مكي (يعني دوران 13 ساله اقامت پيامبر در مكه) حتي يك بار هم كلمه منافق وجود ندارد به كدامين دليل، شيعه برخي از مهاجرين را مشمول منافقين مي داند؟ آيا شيعه عالمتر از خداوند است؟
61- لطفاً نظر خود را درباره اين حديث متواتر نبي اكرم بيان فرماييد: خداوند لعنت كند يهود و نصاري را كه قبر پيامبرانشان را قبله و مسجد قرار دادند!!
[1] بداء یکی از عجائب عقیده شیعه است. آنها بر این ادعایند که خداوند اسماعیل را بعنوان امام پس از پدرش مقرر نموده بود. ولی ناگهان متوجه شد که اسماعیل وفات کرد! اینجا بود که خداوند دریافت ـ العیاذ بالله ـ اشتباه کرده، و فرزند دیگر امام صادق را به امامت برگزید!!!
[2] و در واقع حضرت علي به عنوان وزير و مشاور خلفا عمل مي كرده است.
[3] در قرآن بارها و بارها به عملوا الصالحات تاكيد شده، يعني انجام اعمال صالح، ولي شيعيان به شفاعت دلخوش كرده اند.
[4] کتاب شبهای پیشاور بیش از 80 سال پیش توسط شخصی بنام سلطان الواعظین شیرازی نگاشته شده است. در این کتاب این نویسندهی درغگو ادعا نموده که در شهر پیشاور پاکستان با تعداد بسیار زیادی از علمای مذاهب فقهی چهارگانه اهل سنت مناظراتی داشته که در نهایت همه را شکست داده و تعداد بسیار زیادی از آنها به دین حق ـ که بگمان نویسنده کتاب ـ دین تشیع اثنا عشری است گرویدهاند!! این حادثه بطور کامل خیالاتی و دروغی محض است. و نویسنده کتاب نمیدانسته که نه تنها در پیشاور بلکه در همه پاکستان مذهب فقهی مردم تنها حنفی است و اثری از مذهب شافعی و حنبلی و مالکی در این کشور نیست تا او با آنها مناظره کند.
نقطه دیگری که پرده از دروغ پردازی این نویسنده برمیکشد این است که او فرق بین مذاهب فقهی و عقیدتی را تشخیص نداده. مذاهب چهارگانه اهل سنت مدرسههای فقهی هستند که همه در عقیده با هم مشترکند و هیچ اختلافی در بین آنها نیست. در حالیکه اختلاف آنها با مذهب شیعه اختلافی عقیدتی است. و شیعه عقائدی برای خود تراشیده که هیچگونه اساس و مدرکی از قرآن و سنت پیامبر اکرم ندارد. چون قضیه امامت و معصوم بودن امامها و تعداد آنها و تحریف قرآن و عقیده بداء که طعن بسیار تندی است بر ذات پاک خداوند متعال و بسیاری از قضایای خرافاتی دیگر..
اهل سنت غالبا به کتابهایی از این قبیل که هدفشان شهرت یافتن است هیچ توجهای نمیکنند چرا که اهتمام دادن به این کتابهایی که خود گواه بر دروغ بودن خود هستند بگونهای آنها را مطرح میسازد. از این رو با وجود اهتمام بالغ حکومت ایران به این گونه کتابها و ترجمه آنها به زبانهای مختلف جهان غالبا علمای اسلام به آنها توجه نمیکنند، چون هدف دعوتگران اسلامی از نگاشتن بالا بردن سطح فهم ملتهای مسلمان از دینشان و دعوت کافران به اسلام است. و اگر آنها وقت و قلمشان را بر رد زدن به این کتابهای پوچ ضایع کنند در حق بسیاری دیگر از قضایای مهم دعوت اسلامی کوتاهی خواهند کرد.
البته با وجود همه اینها یکی از روشنفکران شیعه که سالها پیش پس از بحث و پژوهشها و مطالعات زیاد به مذهب اهل سنت گرویده و از ترس جان خود به خارج از ایران هجرت نموده، و محمد باقر سجودی نام دارد کتابی بنام "روزهای پیشاور" بزبان فارسی در رد کتاب شبهای پیشاور نگاشته است.
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_news.php?rowID=118
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=533
آقای سجودی که از متن جامعه شیعه ایران برخواسته است، چون دلش برای قوم و خویش و ملتش میسوزد از باب دلسوزی و شفقت و مهر این کتاب را نگاشته تا پرده از مکر و حیله آخوندهای حقود و دروغگوی شیعه برکشد. البته این دوست دانشمندی که خداوند او را براه حق هدایت نموده کتابهای دیگری نیز چون "تضاد در عقیده" و "چرا نام علی در قرآن نیامده" وغیره به رشته تحریر درآورده است که برخی از آنها به عربی نیز ترجمه و چاپ شدهاند و در سایتهای انترنتی در دسترس هستند.
این طرفند دروغگویی و اتهام شیعه طرفندی پیش پا افتاده و شناخته شده است. یکی از علمای آنها که عبد الحسین موسوی نام دارد سالها با پوست دوستی و وحدت اسلامی شیخ الأزهر سلیم البشری را در مصر به بازی گرفت. و در نهایت کتابی بنام "المراجعات" 20 سال بعد از وفات شیخ أزهر چاپ نمود و در آن ادعا کرد که شیخ أزهر قبل از وفاتش به عقائد شیعه پیوسته و باطل بودن مذهب اهل سنت را اعلام داشته و با مذهب شیعه از جهان رفته!! و البته چون این دروغ بسیار گنده بود شاگردان شیخ ازهر و دوستان او را که با تمام کرم و سخاوت از این میهمان ایرانی نمک بد حرام در مصر پذیرایی میکردند آزرد و آنها کتابهایی در رد کتاب مراجعات تألیف نمودند.
شخص دیگری بنام محمد حسینی قزوینی سالها خود را با دکتر احمد الغامدی در سعودی نزدیک نمود. و دکتر غامدی که استاد دانشگاه ام القرا مکه مکرمه است با سینهای گشاده از این میهمان ایرانی خود استقبال و پذیرایی نمود. ولی این آخوند کینه توز شیعه بجای اینکه جواب نیکی را با نیکویی دهد کتابی به فارسی در ایران منتشر ساخت و در آن ادعاهایی دروغین کرد و خود را رستم دستانی معرفی نمود که توانسته استاد جامعه ام القرا را در مناظرات خاموش در پشت درهای بسته شکست دهد... این آخوند سادهلو گمان میکرد چون کتابش به فارسی است و در ایران نشر میشود خبرش به گوش دکتر غامدی نخواهد رسید. اما از بخت شوم آقای قزوینی خبر دروغهایش به دکتر غامدی رسید. و او نیز در کتابی بعنوان "الحوار الهادئ" پرده از حقیقت این آخوند دروغگو برکشید.
http://www.aqeedeh.com/ebook/view_book.php?rowID=461
[5] بعضي خرافيون مي گويند: عثمان دختران پيامبر را كتك مي زده و باعث مرگ ايشان شده است و ما مي پرسيم: مگر پيامبرص نفرموده که انسان عاقل (یا مومن) از يك سوراخ دوبار گزيده نمي شود؟ پس چطور خود پيامبرص بعد از اينكه دختر اول را به عثمان مي دهد دوباره دختري ديگر را به همسري او مي دهد تا او كتكش بزند و باعث مرگش شود.
[6] به شهادت تاريخ عمر و ابوبکر حتي به يک نفر از افراد قبيله خود سمتي ندادند.
[7] حتي اگر به يك شيعه بگويي يك حديث از فلان امام را فقط بازگو كن شايد عاجز باشد حال عمل كردن به آن حديث پيشكشش.
[8] خداوند میفرمایند: لَقَدْ رَضِيَ اللَّهُ عَنْ الْمُؤْمِنِينَ إِذْ يُبَايِعُونَكَ تَحْتَ الشَّجَرَةِ فَعَلِمَ مَا فِي قُلُوبِهِمْ فَأَنْزَلَ السَّكِينَةَ عَلَيْهِمْ وَأَثَابَهُمْ فَتْحًا قَرِيبًا (الفتح18) (هر آئينه خوشنود شد خدا از مسلمانان وقتى كه بيعت ميكردند با تو زير درخت پس دانست آنچه در دل ايشان است پس فرود آورد اطمينان دل بر ايشان و ثواب داد ايشانرا فتحى نزديك).
[9] يَاأَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لَا تَرْفَعُوا أَصْوَاتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ النَّبِيِّ وَلَا تَجْهَرُوا لَهُ بِالْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَنْ تَحْبَطَ أَعْمَالُكُمْ وَأَنْتُمْ لَا تَشْعُرُونَ (الحجرات2)( اى مسلمانان بلند مكنيد آوازهاى خود را بالائى آواز پيغمبر و بلند نگوئيد با او سخن را مانند بلند گفتن بعض شما با بعضى براى احتراز از انكه نابود شود عملهاى شما و شما خبردار نباشيد).
[10] در ج52 بحارالانوار باب سیره وأخلاقه وعدد أصحابه در خبر دوم از حضرت صادق و موسی بن جعفر نقل کرده که اگر قائم قیام کند به 3 چیز حکم می کند که احدی از ائمه و پیغمبران حکم نکرده اند، شیخ زانی را می کشد و مانع الزکاة را می کشد و ارث برادر به برادر دینی که در عالم اشباح برادر بوده اند، می رسد، پس چطور امام زمان مانع الزكات را مي كشد؟
[11] احادیثی که شیعیان نقل می کنند بیشتر خبر واحد هستند و در غیر اینصورت هم تنها برداشتی که می توان از آنها داشت پیرامون فضائل حضرت علی است نه خلافت بلافصل او از جانب خدا.
[12] علتش وجود چند چیز مشترک میان اینهاست: حماقت، تعصب، لجاجت، تک بعدی و گاهی نیز سگ بعدی، غیر قابل تغییر بودن، مقاومت شدید در برابر سخن حق، نداشتن عقل و هرچه خوبان همه دارند تو تنها داری.
[13] چون عقاید شیعه مانند سنگریزه هستند و به هیچ عنوان با اهل سنت حل نمی شوند.